آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]

نوجوانان امروز بیش از نسلهای پیشین با فشارهای هیجانی و روانی مواجهاند. دلایل متعددی برای این مسئله وجود دارد، از جمله:
- رقابتهای شدید تحصیلی و مقایسه با دیگران
- مواجهه با بازیها و فیلمهای مهیج و استرسزا
- دسترسی به حجم بالایی از اطلاعات نگرانکننده یا ناآگاهکننده
- بحرانهای جهانی یا اجتماعی؛ مانند اخبار جنگ، فقر، مهاجرت و تغییرات اقلیمی
- تنهایی و گسست ارتباطی با خانواده یا جامعه
این حجم از محرکها باعث میشود نوجوان امروز احساسات و هجانات زیادی را تجربه کند؛ اما همیشه فرصت، مهارت یا فضای امنی برای فهمیدن و بیان آنها ندارد. ممکن است مضطرب باشد، اما آن را با پرخاش نشان دهد. ممکن است غمگین باشد، اما فقط بیحوصله به نظر برسد. ممکن است احساس تنهایی کند، اما خودش را در گوشی، بازی یا اتاقش پنهان کند.
برای والدین، این رفتارها گاهی گیجکننده است. والد ممکن است بگوید: «چرا اینقدر زودرنج شده؟»، «چرا با کوچکترین حرفی منفجر میشود؟»، «چرا همیشه خسته و بیحوصله است؟» یا «ما هم نوجوان بودیم، اینقدر حساس نبودیم.» اما واقعیت این است که نوجوان امروز در فضای روانی متفاوتی زندگی میکند و فشارهایی را تجربه میکند که ممکن است از نظر شدت و گستردگی با تجربه نسلهای قبل متفاوت باشد.
چالشها
نوجوان امروز ممکن است درباره درس، آینده، ظاهر، رابطه با دوستان، موفقیت، فضای مجازی یا حتی اخبار و بحرانهای جهان نگرانی زیادی داشته باشد. گاهی خودش هم دقیق نمیداند نگران چیست، اما درونش آرام نیست.
ممکن است نوجوان با یک تذکر ساده، یک شوخی کوچک یا یک مخالفت معمولی بههم بریزد. این زودرنجی همیشه به معنای لوس بودن یا بیادبی نیست؛ گاهی نشانه فشار روانی، خستگی ذهنی یا دشواری در تنظیم هیجان است.
برخی نوجوانان خشم خود را درونشان نگه میدارند و ناگهان با یک اتفاق کوچک واکنش شدیدی نشان میدهند. بعضیها هم خشم را با طعنه، سکوت، کوبیدن در، فریاد یا پرخاش بیان میکنند.
نوجوان ممکن است بگوید: «هیچی فایده نداره»، «اصلاً چرا باید تلاش کنم؟» یا «زندگی خیلی بیمعنیه.» این جملهها را نباید ساده یا نمایشی تلقی کرد. گاهی پشت آنها خستگی روانی، ناامیدی یا سردرگمی عمیق وجود دارد و لازم است با آرامش و جدیت به آنها توجه شود.
گاهی نوجوان کمتر با خانواده حرف میزند، بیشتر در اتاق میماند، از جمع فاصله میگیرد یا علاقهاش به فعالیتهای قبلی کم میشود. اگر این رفتارها مداوم، شدید یا همراه با تغییرات محسوس در زندگی روزمره باشند، نیازمند توجه جدیتر هستند.
دیدن زندگیهای ویرایششده، چهرههای بینقص، موفقیتهای نمایشی و روابط ظاهراً عالی در فضای مجازی میتواند نوجوان را دچار احساس کمارزشی، عقبماندن یا نارضایتی از خود کند.
بعضی نوجوانان درباره حال بدشان مستقیم حرف نمیزنند. ممکن است شوخی کنند، بیتفاوت نشان دهند، بیش از حد بخوابند، پرخاش کنند یا در گوشی غرق شوند. والد باید یاد بگیرد فقط به ظاهر رفتار نگاه نکند و به تغییرات پایدار در خلقوخو و عملکرد نوجوان هم توجه داشته باشد.
چهکار کنیم؟
جمعبندی
نوجوان امروز در دنیایی پر از محرک، خبر، مقایسه و انتظار زندگی میکند. او ممکن است احساسات پیچیدهای را تجربه کند، اما هنوز مهارت کافی برای شناخت و بیان آنها نداشته باشد. پشت بعضی از رفتارهای دشوار، احساسی وجود دارد که هنوز راه مناسبی برای بیان شدن پیدا نکرده است.
وقتی نوجوان احساساتش را با شما در میان میگذارد، در واقع بخشی از اعتمادش را به شما سپرده است؛ مراقب این اعتماد باشید. گاهی بزرگترین حمایتی که میتوانید از یک نوجوان بکنید، همین جمله ساده است: «من کنارت هستم؛ حتی وقتی خودت هم ندانی دقیقاً چه حسی داری.»
