آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]

خودتان را بسنجید
پیش از خواندن این مقاله، به این پرسشها صادقانه پاسخ دهید:
۱. وقتی نوجوانم ناراحت است، ابتدا تلاش میکنم احساسش را بفهمم یا فوراً راهحل ارائه میدهم.
به ندرت گاهی همیشه
۲. گاهی به او میگویم «میدانم چه حسی داری»، درحالیکه هنوز درست به حرفهایش گوش ندادهام.
به ندرت گاهی همیشه
۳. میتوانم موقعیتها را از نگاه نوجوانم ببینم، حتی وقتی با نظر او موافق نیستم.
به ندرت گاهی همیشه
۴. وقتی اشتباه میکند، ابتدا تلاش میکنم شرایط و احساسش را بفهمم یا سرزنش و انتقاد را شروع میکنم.
به ندرت گاهی همیشه
اگر اکثر پاسخهایتان «گاهی» یا «بهندرت» است، این صفحه را با دقت بخوانید!
نوجوانان اغلب از این که والدینشان آنها را درک نمیکنند، گلایه دارند. آنها دوست دارند کسی باشد که دنیایشان را بفهمد، قضاوتشان نکند و همراهشان باشد. همدلی دقیقاً همان پلی است که میتواند این شکاف را پر کند.
همدلی چیست؟
حتماً برای شما هم پیش آمده که از موضوعی ناراحت باشید و بخواهید با کسی درد دل کنید، اما او بهجای درک شما، نصیحتتان کند، احساساتتان را کوچک بشمارد یا بگوید: «این که ناراحتی ندارد!» احتمالاً پس از چنین گفتوگویی، نهتنها آرامتر نشدهاید، بلکه احساس کردهاید کسی شما را نمیفهمد.
نوجوانان نیز چنین تجربهای دارند. نوجوانی که از رفتار دوستش رنجیده، از نمره امتحانش ناراحت است یا احساس میکند والدینش به او اعتماد ندارند، همیشه در جستوجوی راهحل نیست؛ گاهی بیش از هر چیز میخواهد احساسش دیده و فهمیده شود.
همدلی یعنی تلاش کنیم دنیا را از دریچه نگاه دیگری ببینیم، احساسات او را درک کنیم و پاسخی متناسب با حال او بدهیم.
همدلی به این معنا نیست که حتماً تجربهای مشابه داشته باشیم یا با تمام حرفهای طرف مقابل موافق باشیم. کافی است بکوشیم شرایط را از نگاه او بفهمیم.
برای مثال، ممکن است از نظر شما نمره پایین یک امتحان اتفاق مهمی نباشد؛ اما نوجوانتان پس از هفتهها درس خواندن، خودش را شکستخورده احساس کند. همدلی یعنی پیش از آنکه بگویید «دفعه بعد بیشتر تلاش کن»، بفهمید این نتیجه برای او چه معنایی دارد.
همدلی یک مهارت آموختنی است و با تمرین، توجه و تکرار تقویت میشود.
چرا همدلی با نوجوان اهمیت دارد؟
همدلی با نوجوان میتواند به این نتایج کمک کند:
- تقویت اعتماد: نوجوان راحتتر درباره نگرانیها، اشتباهات و مشکلاتش صحبت میکند.
- کاهش تنش: وقتی احساسات او شنیده میشوند، گفتوگو کمتر به مشاجره و دفاع از خود کشیده میشود.
- کاهش قضاوت و پیشداوری: بهجای برچسب زدن به نوجوان، شرایط و دلایل رفتار او را بررسی میکنیم. پیشداوری ناشی از ناتوانی در همدلی است. ما تا موقعی که کفش دیگری را نپوشیدهایم، نمیتوانیم در مورد نحوه راه رفتن او قضاوت کنیم.
- تقویت مسئولیتپذیری: نوجوان در فضایی امنتر میتواند پیامدهای رفتار خود را بپذیرد و برای اصلاح آن اقدام کند.
- افزایش صمیمیت: نوجوان احساس میکند والدین و مربیان فقط ناظر و اصلاحکننده رفتار او نیستند، بلکه همراه او نیز هستند.
برای مثال، ممکن است نوجوانی به دلیل مشکلات خانوادگی نتواند مانند گذشته درس بخواند. مربی ناهمدلانه میگوید: «همه مشکل دارند؛ اینها بهانه است.» مربی همدلانه ابتدا میگوید: «به نظر میرسد این روزها شرایط سختی داری و درس خواندن برایت دشوار شده. دوست داری دربارهاش صحبت کنیم؟» این پاسخ به معنای کنار گذاشتن مسئولیت تحصیلی نیست؛ بلکه راهی برای فهمیدن مسئله و یافتن راهحل مناسب است.
همدلی به معنای تأیید رفتار نیست
یکی از موانع همدلی این تصور است که اگر احساس نوجوان را درک کنیم، رفتار او را نیز تأیید کردهایم. درحالیکه میتوانیم احساس نوجوان را بپذیریم، اما با رفتارش موافق نباشیم.
فرض کنید نوجوانتان از رفتار یکی از همکلاسیهایش عصبانی شده و در پاسخ، به او توهین کرده است. میتوانید بگویید: «میفهمم که از رفتارش خیلی عصبانی شدی و احساس کردی به تو بیاحترامی کرده. بااینحال، توهین کردن راه مناسبی برای پاسخ دادن نیست. بیا ببینیم چطور میتوانی این مسئله را بهتر حل کنی.»
در این پاسخ، احساس نوجوان نادیده گرفته نشده و درعینحال، رفتار نامناسب او نیز توجیه نشده است. همدلی کمک میکند پیش از اصلاح رفتار، ارتباط خود را با نوجوان حفظ کنیم.
تفاوت همدلی با همدردی
موانع همدلی با نوجوان
گاهی والدین قصد کمک دارند، اما شیوه برخوردشان نتیجه معکوس میدهد. شناخت این موانع، نخستین قدم برای تغییر است.
۱. نصیحت کردن پیش از درک احساسات
نوجوان میگوید: «دوستم دیگر مثل قبل با من صمیمی نیست.»
پاسخ ناهمدلانه: «از اول هم نباید اینقدر به او وابسته میشدی!»
پاسخ همدلانه: «به نظر میرسد تغییر رفتارش ناراحتت کرده. دوست داری بگویی چه اتفاقی افتاده؟»
۲. سرزنش و مقایسه کردن
نوجوان از دشواری درس ریاضی میگوید و والد پاسخ میدهد: «همه همکلاسیهایت یاد گرفتهاند؛ فقط تو تنبلی میکنی!»
چنین واکنشی ممکن است احساس ناکامی و بیارزشی او را بیشتر کند. بهتر است بگوییم: «میبینم که این درس برایت سخت شده. بیایید بررسی کنیم کدام قسمت را متوجه نمیشوی و چه کمکی میتوانم بکنم.»
۳. کوچک شمردن مشکل
نوجوان از طرد شدن در جمع دوستانش ناراحت است و میشنود: «اینها که مشکل نیست! بزرگتر که بشوی، میفهمی مشکلات واقعی چیست.»
شاید تجربه بزرگسالان گستردهتر باشد، اما این مقایسه ناراحتی فعلی نوجوان را از بین نمیبرد. بهتر است بگوییم: «وقتی احساس میکنی دوستانت تو را کنار گذاشتهاند، واقعاً میتواند ناراحتکننده باشد.»
۴. بزرگنمایی و تشدید نگرانی
گاهی والد با شنیدن مشکل نوجوان، آنقدر نگران میشود که شرایط را بحرانیتر از آنچه هست نشان میدهد. مثلاً نوجوان از اختلاف با دوستش میگوید و والد فوراً نتیجه میگیرد که دیگر هیچ دوستی برای او باقی نخواهد ماند. بهتر است ابتدا آرامش خود را حفظ کنیم و بدون نتیجهگیری عجولانه، ماجرا را بفهمیم.
۵. انکار احساسات یا تشویق نامتناسب
جملههایی مانند «مرد که گریه نمیکند»، «تو که همیشه قوی هستی» یا «اینقدر حساس نباش» ممکن است نوجوان را از بیان احساساتش منصرف کند. بهجای این جملات، میتوان گفت: «میفهمم این اتفاق ناراحتت کرده. اگر دوست داری، دربارهاش حرف بزنیم.»
تمرین کوتاه: شما چه پاسخی میدهید؟
فرض کنید نوجوانتان از رفتار شما ناراحت شده و میگوید:
«شما من را درک نمیکنید. اصلاً نظر و خواسته من مهم نیست!»
پاسخ خودتان را انتخاب کنید:
الف) «باز شروع کردی! این همه داریم برای تو تلاش میکنیم، اونوقت میگی درکت نمیکنیم؟»
ب) «این حرفها چیه؟ تو هنوز خیلی چیزها رو نمیفهمی که بخوای دربارهشون نظر بدی.»
ج) «انگار احساس میکنی ما به حرفها و خواستههات اونطور که باید توجه نمیکنیم و این موضوع ناراحتت کرده. دوست دارم بیشتر برام توضیح بدی.»
د) «حالا که اینقدر ناراحتی، فعلاً بحث نکنیم. بعداً دربارهاش حرف میزنیم.»
فرض کنید شما جای نوجوانتان هستید. کدام پاسخ را میپسندید؟
چگونه همدلی کنیم؟ سه گام کاربردی
گام اول: موقعیت را از نگاه نوجوان ببینید
پیش از قضاوت، از خودتان بپرسید: «اگر من در سن او بودم و این اتفاق برایم میافتاد، چه احساسی پیدا میکردم؟» به شرایط، نیازها و نگرانیهای نوجوان توجه کنید.
برای نمونه، نوجوانی که از محدودیت ساعت بازگشت به خانه ناراحت است، ممکن است این محدودیت را نشانه بیاعتمادی والدین بداند؛ درحالیکه والد آن را برای حفظ امنیت او ضروری میداند. بهجای اینکه فوراً بگویید «تا وقتی در خانه من هستی، باید قانون را بپذیری»، ابتدا نگاه او را بشنوید: «فکر میکنی این قانون یعنی ما به تو اعتماد نداریم؟ دوست دارم بدانم چه چیزی بیشتر ناراحتت کرده.»
این کار به معنای لغو قانون نیست؛ بلکه کمک میکند درباره دلیل قانون و راههای افزایش استقلال، گفتوگویی مؤثر داشته باشید.
گام دوم: احساس نوجوان را شناسایی کنید
نوجوان ممکن است بگوید «حالم بد است»، اما احساس او میتواند غم، خشم، ترس، شرمندگی، تنهایی یا ناامیدی باشد. تلاش کنید از خلال حرفها و حالات او، احساس احتمالیاش را تشخیص دهید. اگر مطمئن نیستید، با پرسشهای آرام و باز کمک بگیرید: «بیشتر از چه چیزی ناراحتی؟» یا «وقتی این اتفاق افتاد، چه حسی داشتی؟»
به زبان بدن، لحن صدا و حالت چهره او نیز توجه کنید؛ اما احساسش را قطعی فرض نکنید. ممکن است نوجوان ساکت باشد چون ناراحت است، خسته است یا هنوز نمیداند چطور درباره موضوع صحبت کند.
گام سوم: احساس او را بازتاب دهید
در این مرحله، با جملهای کوتاه نشان دهید که تلاش کردهاید احساس نوجوان را بفهمید. این کار را «بازتاب احساس» مینامند.
برای مثال:
- «انگار از اینکه دوستت بدون هماهنگی برنامه را تغییر داده، دلخور شدی.»
- «به نظر میرسد از نتیجه امتحان ناامید شدهای، چون برایش خیلی تلاش کرده بودی.»
- «فکر میکنم وقتی حرفت را جدی نگرفتیم، احساس کردی نظرت برای ما مهم نیست.»
میتوانید پس از آن بپرسید: «درست متوجه شدم؟» اگر نوجوان گفت احساس دیگری داشته، به توضیحش گوش دهید و برداشت خود را اصلاح کنید. هدف این نیست که احساس او را حدس بزنید و بر او تحمیل کنید؛ هدف، نزدیک شدن به تجربه واقعی اوست.
همدلی در سیره پیامبر اکرم (ص)
در آیه ۱۲۸ سوره توبه، خداوند پیامبر اکرم (ص) را چنین معرفی میکند: «عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ»
یعنی رنج و دشواری شما بر پیامبر گران است و او نسبت به شما دلسوز و مهربان است. این آیه تصویری از توجه عمیق به رنج دیگران ارائه میدهد.
برای رشد نوجوان، تنها دانستن راه درست کافی نیست؛ باید رنج، نگرانی و شرایط او را نیز جدی گرفت.
چهار شیوه نشان دادن همدلی
همدلی فقط با کلمات منتقل نمیشود؛ لحن آرام، توجه کامل، نگاه مناسب و کنار گذاشتن تلفن همراه نیز اهمیت دارند. گاهی یک جمله ساده مانند «من کنارتم» از چندین توصیه مؤثرتر است.
چهار شیوه کاربردی برای نشان دادن همدلی عبارتاند از:
- درک و بازتاب: سادهترین نوع همدلی؛ «میفهمم که از این اتفاق ناراحتی.»
- حمایت: نشان دادن اینکه برای کمک به او آمادهاید؛ «اگر دوست داری دربارهاش حرف بزنی، من آمادهام گوش بدهم.»
- احترام گذاشتن: تحسین کردن مسیری که فرد برای مواجهه با موقعیت مشکلزا برگزیده است؛ «تو با این مشکل خیلی خوب مواجه شدی! آفرین.»
- مواجهههای غیرکلامی: از طریق لحن و آهنگ صدا، حالات چهره و رفتارهای بدنی، مانند گذاشتن دست روی شانه دیگری یا در آغوش گرفتن او، همدلی خود را منتقل میکنیم؛ البته با توجه به تمایل و راحتی طرف مقابل.
تمرین این هفته: یک گفتوگوی همدلانه
در طول هفته، زمانی را انتخاب کنید که نوجوانتان میخواهد درباره موضوعی صحبت کند. تلفن همراه را کنار بگذارید و این پنج کار را تمرین کنید:
- اجازه دهید حرفش را بدون قطع کردن کامل کند.
- پیش از پاسخ دادن، از خود بپرسید: «او اکنون چه احساسی دارد؟»
- احساس احتمالی او را با یک جمله بازتاب دهید.
- از قضاوت، مقایسه و کوچک شمردن مشکلش بپرهیزید.
- پیش از ارائه راهحل بپرسید: «دوست داری فقط به حرفهایت گوش بدهم یا با هم دنبال راهحل بگردیم؟»
پس از گفتوگو، به واکنش نوجوان توجه کنید و از خود بپرسید: آیا توانستم پیش از راهنمایی کردن، او را بفهمم؟
جمعبندی
همدلی پلی میان دنیای بزرگسالان و دنیای نوجوانان است. برای ساختن این پل، لازم نیست همیشه پاسخ درست یا راهحل کاملی داشته باشیم؛ کافی است با علاقه و احترام تلاش کنیم احساسات و نگاه نوجوان را بفهمیم.
نوجوانی که احساس کند شنیده و درک میشود، فرصت بیشتری برای اعتماد کردن، گفتوگو درباره مشکلات و پذیرفتن راهنماییهای والدین و مربیان خواهد داشت.
گاهی مؤثرترین جملهای که میتوانیم به نوجوان بگوییم، همین است: «شاید کاملاً شرایطت را تجربه نکرده باشم، اما دوست دارم بفهمم چه میگذرد و بدانی که تنها نیستی.»
