آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
صمیمیت؛ چیزی که باید در زندگی مشترک ساخت، نه چیزی که باید منتظرش ماند.
– رسیدی؟
– آره.
– خستهای؟
– یهکم. بچهها خوابیدن؟
– آره. نیم ساعته خوابیدن.
– خوبه. پس تو هم برو بخواب، من کلی کار عقب افتاده دارم که باید انجام بدم
– باشه. اگه شام خواستی توی یخچال آماده است. شب بخیر
– باشه. شب بخیر..
… و گفتوگو تمام شد.
مریم و علی سالها بود کنار هم زندگی میکردند. دو فرزند داشتند، برای زندگیشان زحمت میکشیدند و حتی هنوز هم یکدیگر را دوست داشتند؛ اما مدتی بود چیزی تغییر کرده بود!! دیگر کمتر از حال دل هم میپرسیدند!
حرفهایشان بیشتر درباره بچهها، خرید، کار، قسط و برنامه فردا بود.
یک شب مریم با خودش فکر کرد: ما که همدیگه رو دوست داریم و با هم زندگی میکنیم، پس چرا اینقدر احساس تنهایی میکنم؟
این سؤال شاید برای خیلی از زوجها آشنا باشد.
گاهی فاصله میان زن و شوهر با دعوا شروع نمیشود؛ با کمشدن گفتوگو، کاهش توجه و عادیشدن بیتفاوتی شروع میشود.
حتی ممکن است برای هم غذا آماده کنند، خرید کنند و کارهای خانه را انجام دهند، اما کمتر احساس کنند که «دیده» و «فهمیده» میشوند.
صمیمیت دقیقاً همینجا معنا پیدا میکند؛ یعنی احساس امنیت، دیدهشدن، فهمیدهشدن و پذیرفتهشدن! صمیمیت یعنی زن و شوهر در کنار یکدیگر احساس کنند:
- من برای او مهمم!
- میتوانم خود واقعیام باشم!
- حرفم شنیده میشود!
- احساساتم مسخره یا تحقیر نمیشود!
- در سختیها تنها نیستم.
بنابراین صمیمیت فقط حرفهای عاشقانه یا رابطه عاطفی و جنسی نیست؛ بلکه مجموعهای از ارتباطهای عاطفی، کلامی، فکری، جسمی و حتی معنوی است که به زن و شوهر احساس «ما بودن» میدهد.
چرا صمیمیت کمرنگ میشود؟
وقتی زن و شوهر کنار هماند، اما با هم نیستند!
صمیمیت همانطور که یک شبه به دست نمیآید، یک شبه هم از بین نمیرود؛ بلکه در اثر اتفاقهای کوچک و تکرارشونده فرسوده میشود:
- گفتوگوها تبدیل به صحبت درباره بچهها، خرید و قبضها میشود.
- خستگی و فشار اقتصادی، فرصت ارتباط را کم میکند.
- اختلافها بدون حلشدن روی هم جمع میشوند.
- یکی از زوجین احساس میکند تلاشهایش دیده نمیشود.
- موبایل و شبکههای اجتماعی جای گفتوگوی واقعی را میگیرند.
- شوخی، محبت و تماس فیزیکی بهتدریج کاهش پیدا میکند.
- زوجین تصور میکنند «همدیگر را میشناسیم» و دیگر برای شناختن یکدیگر کنجکاو نیستند.
یکی از خطاهای رایج این است که زوجین تصور میکنند صمیمیت باید خودبهخود باقی بماند؛ درحالیکه صمیمیت بیشتر شبیه یک رابطه زنده است: اگر به آن رسیدگی نشود، ضعیف میشود.
راهکارهای حفظ و تقویت صمیمیت:
۱همراهی به جای حل مساله
وقتی همسرمان از یک مشکل صحبت میکند، اولین واکنش ما معمولاً ارائه راهحل است.
زن میگوید: امروز خیلی خسته شدم.
مرد میگوید: خب کمتر خودت را درگیر کن.
یا مرد میگوید: امروز سر کار خیلی تحت فشار بودم.
زن پاسخ میدهد: خب مثل بقیه آدما که مشکل دارند!
ممکن است هر دو جمله منطقی به نظر برسند، اما پیام عاطفی خوبی را منتقل نمیکنند.
گاهی همسرمان دنبال راهحل نیست؛ دنبال این است که احساس کند کسی کنار اوست.
پس به جای راهحل فوری، بگوییم:
- حق داری خسته باشی.
- میفهمم امروز بهت سخت گذشته!
- دوست داری فقط گوش بدم یا با هم برایش راهحل پیدا کنیم؟
همین جملههای ساده میتواند کیفیت گفتوگو را تغییر دهد و صمیمیت روابط را با اوج خودش برساند.
۲عادت به خوب دیدن
یکی از نیازهای مهم انسان در رابطههایش، دیدهشدن است.
همسرمان نباید فقط زمانی مورد توجه قرار بگیرد که کار اشتباهی انجام داده است. رفتارهای خوب، زحمتها و ویژگیهای مثبت او هم باید به شکل مشخص و دقیق دیده شوند!
استفاده از عبارتهایی که از دیده شدن زحمات و شرایط او حکایت دارد، اتفاق به شدت مطلوب و خوبی است.
مثلا بگویید: ممنون که امروز با اینکه خسته بودی، برای بچهها وقت گذاشتی و با آنها بازی فکری کردی!
یا بگویید: اینکه وقتی ناراحت بودم بدون قضاوت به حرفم گوش دادی، برای من خیلی ارزش داشت!
یا اینکه: خیلی برام جالب بود که با این همه گرفتاری جواب تلفنم رو دادی و با آرامش باهام صحبت کردی! ممنونم!
همین تشکرهای دقیق، به همسر نشان میدهد که تلاشها و محبتهایش دیده میشود!
۳سه سوال طلایی
همه گفتوگوهای زوجین نباید درباره مسائلی باشد که نیاز به حل شدن دارند. گاهی فقط درباره خودتان و روزی که پشت سر گذاشتید حرف بزنید!
مثلاً هر شب 10 دقیقه، بدون موبایل و تلویزیون، از یکدیگر سه سؤال بپرسید:
- امروز چه اتفاقی خوشحالت کرد؟
- چه اتفاقی خسته یا ناراحتت کرد؟
- فکر میکنی امروز به چه چیزی خیلی نیاز داشتی؟
قرار نیست همیشه پاسخها را تحلیل یا اصلاح کنید. هدف این است که روزانه از دنیای درونی یکدیگر باخبر شوید.
۴تماس فیزیکی
صمیمیت فقط با کلمات ساخته نمیشود.
دست یکدیگر را گرفتن، در آغوش کشیدن، بوسه زدن، نشستن نزدیک یکدیگر و تماس محبتآمیز، نوازش، ماساژهای احساسی و درمانی، حتی نیشگونهای نمکین و بامزه، همه و همه میتوانند پیام امنیت و علاقه را منتقل کنند.
قرار نیست همه تماسهای فیزیکی به رابطه جنسی منتهی شود. گاهی یک آغوش کوتاه بعد از یک روز سخت، خودش یک جمله کامل است: «تا من اینجا هستم، تو تنها نیستی!»
این پیام یعنی همه آنچه که در صمیمیت به دنبال آنیم!
۵قرار دونفره
با وجود کار، مسئولیت و مشکلات اقتصادی، زن و شوهر گاهی از «زوج» بودن به «مدیران یک خانواده» تبدیل میشوند.
برای همین لازم است آگاهانه زمانی را فقط برای خودتان حفظ کنید. این قرار الزاماً رفتن به یک رستوران گرانقیمت یا مسافرت نیست.
اتفاقاتی مثل:
- چای خوردن دونفره بعد از خواب بچهها
- پیادهروی کوتاه
- خرید دونفره
- تماشای یک فیلم
- نشستن در ماشین و حرف زدن
- مرور خاطرات شیرین گذشته
- مرور تصاویر عقد و عروسی
- خواندن بخشی از دفترچه خاطرات
- و…
اصل ماجرا کیفیت توجه است، نه هزینه.
۶صحبتهای شفاف
یکی از موانع صمیمیت این است که انتظار داریم همسرمان بدون اینکه چیزی بگوییم، نیاز ما را بفهمد. اما همسر ما ذهنخوان نیست.
به جای: خودت باید بفهمی من چی میخوام!
به شکل واضح و روشن بگوییم:
- چند ساعتیه که حالم خوب نیست، لطفا برام آب میوه بگیر.
- امروز خیلی خستهام، اجازه بده یک ساعتی بیشتر بخوابم.
- از حرف دیشب خواهرت دلخورم، لازمه کمی با هم حرف بزنیم.
- این روزها که باردارم، بیشتر نیاز دارم که به حرفهایم گوش بدهی.
- از کاری مثل قلقلک دادنم، اصلا خوشم نمیاد، لطفا دیگه تکرارش نکن!
شک نکنید بیان روشنِ نیازها، بسیار مؤثرتر از قهر، کنایه و انتظار خاموش است و صددرصد در تقویت صمیمیت موثر است.
۷حساب بانکی عاطفه
میتوان رابطه زوجین را شبیه یک حساب عاطفی تصور کرد. هر محبت، تشکر، توجه، همراهی و احترام، یک واریز است. هر تحقیر، بیتوجهی، تمسخر، بیاعتمادی و بیاحترامی، یک برداشت است.
اگر مدتها فقط برداشت کنیم، رابطه فقیر میشود!!
بنابراین منتظر بحران نباشید تا محبت کنید.
هر روز چند «واریز کوچک» داشته باشید:
- یک تشکر
- یک پیام محبتآمیز
- یک آغوش
- یک تعریف واقعی
- چند دقیقه گفتوگو
- کمک بدون اینکه از شما خواسته شود
- پرسیدن حال همسر با توجه واقعی
صمیمیت بیشتر از آنکه محصول کارهای بزرگ باشد، نتیجه تکرار کارهای کوچک است.
صمیمیت قرار نیست یک روز از آسمان بیفتد!
باید هر روز ساخته شود!
با یک «نگاه»
با یک «خسته نباشی»
با یک «آغوش»
با شنیدن یک درد بدون قضاوت
با عذرخواهی وقتی اشتباه کردهایم
با کنارگذاشتن موبایل
با چند دقیقه گفتوگوی واقعی
و شاید مهمتر از همه، با این باور که:
همسر من فقط شریک اداره زندگی نیست؛ انسانی است با دنیایی از احساسات، نیازها، ترسها، امیدها و آرزوها که باید دوباره و دوباره او را کشف کنم.
شاید سؤال مهم این نباشد که: «آیا هنوز همدیگر را دوست داریم؟»
بلکه این باشد: «آیا همسر من در کنار من، عشق را احساس میکند؟»
اگر جواب این سؤال را جدی بگیریم، شاید بسیاری از فاصلههایی که امروز میانمان افتاده، هنوز قابل ترمیم باشد.

