آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]

«بچهها مسخرهام کردن»، «دیگه مدرسه نمیرم» و…
کودک از مدرسه برمیگردد، اما مثل همیشه حرف نمیزند. کیفش را گوشهای میگذارد و ساکت میشود. وقتی میپرسی: «امروز مدرسه چطور بود؟» میگوید: «خوب بود.» اما چهرهاش چیز دیگری میگوید. کمی بعد آرام میگوید: «بچهها منو بازی ندادن.» یا شاید ناگهان با عصبانیت بگوید: «من دیگه نمیخوام برم مدرسه.»
گاهی هم موضوع مستقیمتر است. میگوید: «یکی توی زنگ تفریح هلم داد»، «بچهها بهم خندیدن»، «گفتن تو زشتی»، «کیفم رو قایم کردن»، «توی گروه منو راه ندادن»، «دوستم گفت دیگه با من دوست نیست.»
برای والد شنیدن این جملهها دردناک است. ممکن است سریع عصبانی شود، بخواهد به مدرسه زنگ بزند، با بچهها برخورد کند، یا برعکس بگوید: «بیخیال، بچهان دیگه»، «تو هم حساس نباش»، «خودت جوابشون رو بده.» اما کودک در این لحظه قبل از هر چیز نیاز دارد احساس کند دیده، شنیده و باور شده است.
در سن ۶ تا ۱۱ سال، رابطه با همسالان برای کودک بسیار مهم میشود. کودک در جمع دوستان یاد میگیرد همکاری کند، نوبت بگیرد، از خود دفاع کند، اختلاف را حل کند، عضو گروه شود و با تفاوتها کنار بیاید. اما همین جمع همسالان گاهی میتواند منبع درد، طرد، تحقیر، ترس یا احساس تنهایی باشد.
طرد شدن همیشه با کتک یا آسیب آشکار همراه نیست. گاهی شکل آن پنهانتر است: راه ندادن کودک در بازی، نادیده گرفتن، مسخره کردن، لقب گذاشتن، پخش شایعه، تهدید به قطع دوستی، گروهسازی علیه او، تحقیر ظاهر یا تواناییهایش، یا تنها گذاشتن او در زنگ تفریح. این رفتارها اگر تکرار شوند، میتوانند به اندازه آسیب جسمی، کودک را آزار دهند.
هدف والد این نیست که کودک را از همه ناراحتیهای اجتماعی دور کند. اختلاف و دلخوری بخشی از رابطههای کودکانه است. اما هدف این است که والد بتواند فرق میان یک اختلاف معمولی و آسیب جدی را تشخیص دهد، کودک را در بیان احساس و دفاع محترمانه از خود توانمند کند، و اگر رفتارها تکراری، نابرابر یا آزاردهندهاند، با مدرسه و بزرگسالان مسئول پیگیری کند.
علتها و دلایل احتمالی
۹ دلیل
کودکان ۶ تا ۱۱ ساله هنوز در حال یادگیری دوستی، همکاری، نوبتگیری، حل اختلاف و همدلی هستند. بعضی رفتارهای آزاردهنده از ناپختگی اجتماعی میآید؛ کودک هنوز نمیداند چطور مخالفت کند، چطور شوخی کند، چطور کسی را وارد بازی کند یا چطور ناراحتیاش را بدون آسیب نشان دهد.
گاهی کودک به دلیل تفاوت در ظاهر، لهجه، سطح درسی، مهارت ورزشی، وضعیت اقتصادی، پوشش، آرام یا پرحرف بودن، حساس بودن، کمرویی یا علایق متفاوت مورد توجه منفی همسالان قرار میگیرد. تفاوت بهخودیخود مشکل نیست، اما اگر جمع همسالان پذیرش کافی نداشته باشد، میتواند به طرد یا تمسخر منجر شود.
بعضی کودکان نمیدانند چطور وارد بازی شوند، دوست پیدا کنند، خواستهشان را بگویند یا وقتی کسی حقشان را نادیده گرفت، محترمانه اما قاطع واکنش نشان دهند. این کودکان ممکن است بیشتر کنار گذاشته شوند یا نتوانند از خودشان دفاع کنند.
بعضی کودکان بسیار حساساند و ممکن است هر تأخیر، شوخی یا نپذیرفتن ساده را به معنای دوستداشتنی نبودن یا طرد شدن کامل برداشت کنند. البته این به معنای نادیده گرفتن احساس آنها نیست؛ بلکه لازم است والد کمک کند کودک موقعیت را دقیقتر ببیند و همزمان مهارت ارتباطی یاد بگیرد.
اگر یک یا چند کودک بهطور مکرر کودک دیگر را تحقیر، تهدید، مسخره، هل، کتک، حذف یا وادار به کاری کنند، موضوع فقط اختلاف ساده نیست. قلدری معمولاً تکراری، نابرابر و همراه با سوءاستفاده از قدرت جسمی، کلامی، گروهی یا اجتماعی است و نیاز به مداخله جدی بزرگسالان دارد.
گاهی محیط مدرسه، کلاس یا گروه همسالان بهگونهای است که مقایسه، مسخره کردن، برنده و بازنده ساختن، محبوبیتطلبی یا گروهبندیهای ناسالم را تشدید میکند. در چنین فضایی، کودکان آرامتر، متفاوتتر یا کممهارتتر بیشتر در معرض حذف شدن قرار میگیرند.
گاهی کودک قبلاً رفتارهایی داشته که رابطهها را سخت کرده است؛ مثلاً زیاد قهر کرده، نوبت را رعایت نکرده، وسایل دیگران را برداشته، زود عصبانی شده یا در بازی همکاری نکرده است. در این حالت، هم باید آسیب دیدن کودک جدی گرفته شود و هم مهارتهای ارتباطی او تقویت شود.
وقتی کودک از طرد یا آزار حرف میزند و والد یا مدرسه میگوید «مهم نیست»، «خودت حلش کن»، «بچهها همینن»، ممکن است کودک احساس کند تنهاست و دیگر موضوع را مطرح نکند. بیتوجهی بزرگسالان میتواند آسیب اجتماعی را عمیقتر کند.
در سنین بالاتر این بازه، بعضی کودکان از پیامرسانها، بازیهای آنلاین یا گروههای مجازی استفاده میکنند. حذف از گروه، مسخره کردن، فرستادن پیام آزاردهنده، پخش عکس یا حرفهای خصوصی میتواند شکل تازهای از طرد و آسیب باشد و باید جدی گرفته شود.
راهکارها و توصیههای کاربردی
۱۳ راهکار
وقتی کودک از طرد یا آزار حرف میزند، وسط حرفش نپرید، سریع نصیحت نکنید و مشکل را کوچک نشمارید. بگویید: «ناراحتکننده بوده. میخوام دقیقتر بدونم چی شده.» شنیده شدن اولین قدم برای آرام شدن کودک و فهمیدن واقعیت ماجراست.
به جای «حساس نباش» یا «ولش کن»، بگویید: «حق داری ناراحت شده باشی»، «وقتی کسی آدم رو بازی نمیده، دل آدم میگیره»، «مسخره شدن واقعاً آزاردهنده است.» تأیید احساس یعنی کودک را باور میکنید، نه اینکه حتماً همه برداشتهای او را قطعی بدانید.
بدون بازجویی بپرسید: «چی شد؟»، «چند بار تکرار شده؟»، «چه کسانی بودند؟»، «تو چی گفتی یا چی کار کردی؟»، «معلم یا ناظم دید؟»، «این اتفاق فقط یک بار افتاد یا زیاد تکرار میشه؟» هدف این است که بفهمید با اختلاف معمولی، سوءتفاهم، طرد گروهی یا قلدری روبهرو هستید.
هر دلخوری یا بازی ندادن یکباره، قلدری نیست. اما اگر رفتار تکراری است، چند نفر علیه کودک هستند، کودک میترسد، تحقیر یا تهدید میشود، آسیب جسمی دیده، وسایلش خراب یا پنهان میشود، یا علاقهاش به مدرسه کم شده، موضوع جدیتر است و باید پیگیری شود.
کودک نیاز دارد بداند در لحظه چه بگوید. جملههای کوتاه تمرین کنید: «من دوست ندارم اینطوری باهام حرف بزنی.» «اسم گذاشتن روی من درست نیست.» «اگر میخوای بازی کنیم، باید نوبت رو رعایت کنیم.» «من الان از این بازی کنار میرم و به معلم میگم.» این جملهها باید با لحن محکم، نه التماسی و نه پرخاشگرانه گفته شوند.
بعضی کودکان نمیدانند چطور وارد بازی شوند. با او تمرین کنید بگوید: «میتونم منم بازی کنم؟»، «نقش من چی باشه؟»، «من میتونم داور باشم؟»، «اگر نفر بعدی لازم داشتید، من هستم.» گاهی یاد گرفتن همین جملههای ساده، احتمال پذیرفته شدن در جمع را بیشتر میکند.
جملههایی مثل «تو هم بزنش»، «کم نیار»، «برو حالش رو بگیر» ممکن است مشکل را بیشتر کند و کودک را در معرض تنبیه یا آسیب قرار دهد. دفاع از خود مهم است، اما دفاع سالم یعنی قاطعیت، فاصله گرفتن، کمک گرفتن از بزرگسال و گزارش دادن رفتار آسیبزننده؛ نه لزوماً خشونت متقابل.
اگر کودک در یک گروه طرد شده، کمک کنید فقط روی همان جمع قفل نشود. فرصتهایی برای دوستیهای سالمتر فراهم کنید؛ کلاس، فعالیت ورزشی، گروه هنری، بازی با همسایه، ارتباط با فامیل همسن یا دعوت از یک دوست قابل اعتماد به خانه. داشتن حتی یک دوست امن میتواند اثر طرد شدن را بسیار کمتر کند.
اگر طرد، تحقیر یا آزار تکرار میشود، موضوع را با معلم، مشاور یا مسئول مدرسه مطرح کنید. بهتر است با لحن همکاری بگویید: «میخوایم کمک کنیم این رابطهها سالمتر بشه. چه چیزهایی در مدرسه دیده شده؟» مدرسه باید در تأمین امنیت کودک، نظارت بر زنگ تفریح، مدیریت گروهها و توقف قلدری نقش داشته باشد.
اگر کودک دیر گفته، پنهان کرده یا فقط بخشی از ماجرا را تعریف کرده، او را دعوا نکنید. بگویید: «خوب شد گفتی. از این به بعد هر وقت چنین چیزی شد، زودتر بهم بگو تا با هم کمکش کنیم.» اگر کودک بعد از گفتن مشکل سرزنش شود، دفعه بعد سکوت میکند.
به کودک کمک کنید بفهمد پذیرفته نشدن در یک جمع، به معنای بیارزش بودن او نیست. بگویید: «اینکه چند نفر درست رفتار نکردن، ارزش تو رو تعیین نمیکنه.» همزمان روی تواناییها، علاقهها و موفقیتهای واقعی او تمرکز کنید تا هویت کودک فقط به نظر همسالان وابسته نشود.
گاهی لازم است با آرامش ببینید آیا کودک در رابطهها رفتاری دارد که باعث دور شدن دیگران میشود؛ مثل اصرار زیاد، قهر، رئیسبازی، رعایت نکردن نوبت، شوخی نامناسب یا زود عصبانی شدن. این بررسی نباید به شکل مقصر کردن کودک باشد. بگویید: «بیا ببینیم چه کاری از طرف تو میتونه کمک کنه رابطهها بهتر بشن.»
اگر کودک از مدرسه رفتن میترسد، کابوس میبیند، افت تحصیلی دارد، گوشهگیر شده، گریههای مکرر دارد، وسایلش آسیب دیده یا درباره بیارزشی خودش حرف میزند، موضوع را با جدیت بیشتری پیگیری کنید و از مدرسه و متخصص کودک کمک بگیرید.
تمرین کاربردی برای والدین: میز حل اختلاف خواهر و برادر
هدف تمرین: کمک به کودکان برای بیان احساس، شنیدن حرف همدیگر و رسیدن به توافق بدون داد و دعوا.
دایرههای رابطه را بکشید
با کودک سه دایره بکشید: دایره دوستان امن، دایره بچههایی که گاهی سختاند، دایره افرادی که رفتارشان آزاردهنده یا خطرناک است. از کودک بخواهید اسمها را با کمک شما در دایره مناسب بگذارد.
بزرگسالان امن مشخص کنید
از کودک بپرسید: «اگر در مدرسه ناراحت شدی، به کدام بزرگسال میتونی بگی؟» اسم معلم، مشاور، ناظم، مربی یا یکی از کارکنان قابل اعتماد را مشخص کنید. کودک باید بداند کمک گرفتن خبرچینی نیست؛ مراقبت از خود است
جملههای آماده تمرین کنید
با کودک چند جمله کوتاه تمرین کنید: «این رفتار رو دوست ندارم.» «لطفاً مسخره نکن.» «من از این بازی کنار میرم.» «الان میرم به معلم میگم.» تمرین نقش بازی کنید تا کودک در موقعیت واقعی آمادهتر باشد.
برنامه بعد از اتفاق بنویسید
با کودک توافق کنید اگر دوباره طرد یا آزار دید، چه کار کند: اول از موقعیت فاصله بگیرد، بعد به بزرگسال امن بگوید، بعد در خانه با والد دربارهاش حرف بزند. داشتن نقشه روشن، احساس درماندگی کودک را کمتر میکند.
جمعبندی
طرد شدن یا آسیب دیدن در جمع همسالان برای کودک ۶ تا ۱۱ ساله مسئلهای کوچک و گذرا نیست، مخصوصاً اگر تکرار شود یا با تحقیر، تهدید، زورگویی یا تنهایی همراه باشد. کودک در این سن نیاز دارد هم دوستی را تجربه کند، هم مهارت ارتباطی یاد بگیرد، هم بداند در برابر رفتار آزاردهنده تنها نیست.
والد آگاه نه مشکل را کوچک میکند و نه با واکنش عجولانه آن را پیچیدهتر میکند. او اول میشنود، احساس کودک را جدی میگیرد، واقعیت موقعیت را بررسی میکند، مهارت دفاع محترمانه و دوستیابی را آموزش میدهد و اگر آسیب تکراری یا شدید است، با مدرسه و متخصصان پیگیری میکند.
هدف این است که کودک یاد بگیرد: من حق دارم در جمع امن باشم. اگر کسی مرا طرد یا آزار داد، ارزش من کم نمیشود. میتوانم محترمانه از خودم دفاع کنم. میتوانم از بزرگسال امن کمک بگیرم. دوستی سالم یعنی احترام، امنیت و پذیرش؛ نه ترس، تحقیر و تنها ماندن.
