آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]

بازی زبان طبیعی کودکان است؛ راهی برای شناخت دنیا، تمرین مهارتها و ساختن دنیای درونیشان. کودکان از طریق بازی یاد میگیرند، رشد میکنند و حتی احساساتشان را پردازش میکنند.
امام صادق (ع) در تبیین اهمیت بازی کودکان میفرمایند: «فرزندت را هفت سال رها کن تا بازی کند.» این نگاه نشان میدهد که بازی در سالهای نخست زندگی، نه اتلاف وقت، بلکه بخشی از مسیر رشد طبیعی کودک است.
در دوره پیشدبستانی (۲ تا ۶ سال)، بازیها از نظر میزان تعامل با دیگران و نوع فعالیت به شکلهای گوناگونی خود را نشان میدهند. در واقع بازیهای این دوره را میتوان براساس میزان مشارکت اجتماعی و نوع فعالیت دستهبندی کرد. شناخت این دستهبندیها به ما کمک میکند دنیای بازی کودک را بهتر درک کنیم و بستر مناسبی برای رشد همهجانبه او فراهم آوریم.
طبقهبندی بازیها بر اساس مشارکت اجتماعی
۱. بازی غیراشتغالی
کودک در واقع بازی نمیکند، بلکه به دور و بر خود نگاه کرده و گاهی بهطور تصادفی درگیر برخی از فعالیتها میشود.
۲. بازی انفرادی
کودک تنها و مستقل بازی میکند و تلاشی برای ارتباط با کودکان دیگر به عمل نمیآورد. کودک به تنهایی با اسباببازیهایش بازی میکند و بیشتر بهدنبال تمرکز و لذت از کشف شخصی است. این روند، طبیعی و سالم است، به خصوص در کودکان کوچکتر.
۳. بازی تماشاگرانه
کودک بازی دیگران را تماشا میکند، ممکن است صحبت کند، سؤال بپرسد یا نظر بدهد، اما وارد بازی نمیشود. نگاه کردن به گروهی که در حال بازی نمایشی هستند، مرحلهای برای یادگیری و آماده شدن است.
۴. بازی موازی
کودک در کنار کودکان دیگر (نه با آنها) بازی میکند و از وسایل مشابه استفاده میکند. مثلاً دو کودک کنار هم با لگو یا خمیر بازی میکنند، بدون تعامل مستقیم. مقدمه و شروعی برای آشنایی با بازیهای مشترک.
۵. بازی ارتباطی
کودکان با هم تعامل دارند: حرف میزنند، اسباببازی رد و بدل میکنند، از هم تقلید میکنند یا همدیگر را دنبال میکنند. مهارتهای اجتماعی در اینجا رشد میکند.
۶. بازی تعاونی
کودکان برای یک هدف مشترک بازی میکنند؛ مثل مسابقه یا بازیهای گروهی ساخت یک لگو با هم. این مرحله پایه همکاری، قانونپذیری و کار گروهی است.
طبقهبندی بر اساس نوع فعالیت
۱. بازیهای حسی
بازیهایی نظیر آبپاشیدن، کندن گودال در شن، به هم کوبیدن ظروف فلزی، کندن گلبرگ گل یا حباب درست کردن که تجارب حسی را شامل میشود. کودکان از طریق این بازیهای حسی، دنیای پیرامون خود را میشناسند. این بازیها برای رشد مغز بسیار مهماند.
۲. بازیهای حرکتی
بازیهایی نظیر دویدن، لیلی کردن یا تاب خوردن که حرکات فیزیکی را شامل میشود. این نوع بازی به رشد عضلات و هماهنگی حرکتی و نیز آزادسازی انرژی انباشتهشده کمک میکند.
۳. بازیهای جستوخیزی (حرکتی-پرخاشگرانه)
این نوع بازیهای حرکتی شامل مبارزه ساختگی و آزادسازی کنترلشده پرخاشگری است. مثل کشتی گرفتن نمایشی یا بازیهای پرجنبوجوش. کودکان از این طریق یاد میگیرند تکانهها و احساسات خود را کنترل کرده و آنها را به شکلی اجتماعیپذیر بروز دهند.
رشد این نوع بازی اغلب از نحوه بازی پدرها با فرزندانشان در منزل تأثیر میگیرد. گاهی ممکن است این بازی از کنترل خارج و بیش از حد خشن شود، به طوری که به کودکان آسیب برساند.
۴. بازیهای شناختی
بازیهایی که دربردارنده عناصری مانند زبان، تکرار اصوات و واژهها و بازی با کلمات یا چیستانها هستند. مانند شعرخوانی و معماهای ساده. این بازیها به کودکان فرصت میدهد تا بر اصوات، واژهها و قواعد دستوری مسلط شوند، بینش پیدا کنند و مهارتهای شناختی خود را پرورش دهند.
۵. بازیهای نمایشی یا وانمودی
پرمعنیترین بازی این دوره. بازیهایی که شامل فعالیتهای تقلیدی، نقشآفرینی و بازی نمادی هستند، نظیر بازی خانهداری، آتشنشانی، پرستاری، پزشکی، بچهداری، فضانوردی، سربازی یا رانندگی.
این بازیها به کودکان فرصت بازآفرینی تجربیات و تمرین نقشهای اجتماعی را میدهد. گاهی به آن «بازی نمادی» نیز گفته میشود.
۶. بازی با همراه خیالی
دوست خیالی که کودک با او حرف میزند و بازی میکند. کودکان در این سنین معمولاً یک همراه خیالی میآفرینند که بخش جداییناپذیر فعالیتهای روزمره آنان میشود. کودکان با این موجود خیالی صحبت میکنند، بازی میکنند، برایش جا باز میکنند و طوری رفتار میکنند که گویی واقعی است.
کاملاً طبیعی است و به رشد تخیل و تنظیم هیجان کمک میکند.
۷. بازیهای رقابتی و مسابقهای
بازیهایی که شامل مسابقات روی صفحه (مانند شطرنج)، بازیهای مهارتی (مانند دارت) یا مسابقات و ورزشهای فضای آزاد (مانند فوتبال، گرگم به هوا، قایمباشک) میشوند. کودکان از این طریق یاد میگیرند قواعد و نوبت را رعایت کنند، برد و باخت را بپذیرند و با سایر کودکان همکاری گروهی داشته باشند.
مسیر رشد بازی: از کنش تا خیال
از نظر رشد شناختی، بازی کودکان معمولاً این روند را دنبال میکند:
۱. بازی کنشی (حرکتی ساده): در اوان کودکی، تکرار یک حرکت برای لذت بردن از خود آن. مثال: دویدن بدون هدف، به صدا درآوردن یک جغجغه، ورز دادن گِل بدون هدف ساختن چیزی، جلو و عقب راندن ماشین.
۲. بازی سازنده: اوج در ۳ تا ۶ سالگی، استفاده از اشیا برای ساختن چیزی. مثال: ساختن قلعه با مکعبها، نقاشی، تکمیل پازل.
۳. بازی وانمود کردن (نمادی): نمایش دادن نقشهای روزمره و تخیلی که بین ۲ تا ۶ سالگی خیلی متداول است. استفاده از نمادها و خیال برای نمایش نقشها. مثال: تکه چوب را جای تلفن گذاشتن و صحبت کردن یا بازی کردن نقش والدین، معلم و پلیس.
والدین عزیز
تنوع بازیهای کودک شما نشانه سلامت رشد اوست. فضایی امن و غنی فراهم کنید، وسایل ساده و متنوع در دسترسش بگذارید (جعبه لباسهای کهنه برای نقشبازی، خاک و آب، مداد رنگی، جعبه مقوایی بزرگ) و گاهی همبازی بیقید و شرط او شوید. فراموش نکنید که در بازی وانمودی، رهبر را او انتخاب کند و شما دنبالهرو و همراه باشید.
بازی، کار جدی کودکی است. با شناخت آن، نه تنها لذت میبرید، بلکه در ساختن بنیانهای محکم شخصیت، هوش و عاطفه فرزندتان سهیم خواهید بود. هیچ بازی بیفایده نیست. هر بازی، حتی سادهترین آن، در حال ساختن مغز، شخصیت و مهارتهای اجتماعی کودک است.
کودکی که فرصت بازی آزادانه دارد:
منابع:
فیلیپ رایس، روانشناسی رشد، ص ۲۶۸
لورا برک، روانشناسی رشد، ص ۵۴۴
