آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]

مادر به مریم میگوید: «وقتی بدون خبر دیر میای خونه، من نگران میشم.» مریم با تعجب جواب میدهد: «خب چرا نگران میشی؟ من که خودم میدونستم کجام!»
مادر میگوید: «مسئله فقط این نیست که تو بدونی کجایی؛ ما هم باید بدونیم حالت خوبه.» مریم با ناراحتی میگوید: «شما اصلاً منو درک نمیکنید. فقط میخواید گیر بدید.»
در نگاه مریم، موضوع خیلی ساده است: خودش میداند کجاست، پس نگرانی مادر بیدلیل است. اما او هنوز کامل نمیتواند موقعیت را از نگاه مادر ببیند؛ مادری که خبر ندارد فرزندش کجاست، تلفنش را جواب نمیدهد و دیرتر از زمان قرار برمیگردد.
در دوره نوجوانی، نوجوان بیشتر از قبل به احساسات، خواستهها، تجربهها و نگاه خودش توجه میکند. او دنیا را تا حد زیادی از دریچه درک خودش میبیند و گاهی نمیتواند تصور کند که دیگران همان موقعیت را چگونه میبینند. ممکن است بداند دیگران هم نظر دارند، اما همچنان روی برداشت خودش پافشاری کند و دیدگاه دیگران را نپذیرد.
این ویژگی به معنای خودخواهی اخلاقی یا بد بودن نوجوان نیست. بخشی از آن به رشد شناختی و هیجانی این دوره مربوط است. نوجوان هنوز در حال یادگیری این است که یک اتفاق میتواند از چند زاویه دیده شود؛ ممکن است در نگاه او یک رفتار ساده باشد، اما در نگاه والدین نگرانکننده، در نگاه معلم بینظمی، یا در نگاه دوستش بیتوجهی باشد.
برای مثال، نوجوان ممکن است بگوید: «من فقط شوخی کردم»، اما دوستش واقعاً ناراحت شده باشد. یا بگوید: «من فقط جواب دادم»، اما والدین لحن او را بیاحترامی تجربه کرده باشند. یا فکر کند «این قانون بیمعنی است»، بدون اینکه نگرانی، مسئولیت یا تجربه والدین را در نظر بگیرد.
نشانهها
در بحثها، به جای گوش دادن، فقط منتظر است نوبت حرف زدنش برسد تا دوباره نظر خودش را دیکته کند. کمتر به این فکر میکند که شاید بخشی از حرف طرف مقابل هم درست باشد.
ممکن است نوجوان نگرانی والدین را دخالت، گیر دادن یا بیاعتمادی بداند؛ چون هنوز نمیتواند موقعیت را بهخوبی از نگاه پدر و مادر ببیند.
نوجوان ممکن است متوجه نشود حرف، شوخی، تأخیر، بیتوجهی یا لحن او چه اثری بر دیگران گذاشته است. برای او مهمتر این است که خودش چه قصدی داشته، نه اینکه دیگری چه احساسی پیدا کرده است.
ممکن است رفتار دیگران را سریع به بیمحبتی، دشمنی، حسادت، سختگیری یا بیعدالتی نسبت دهد، بدون اینکه احتمالهای دیگر را بررسی کند.
بایدها
نبایدها
نوجوان همیشه از روی بدخواهی یا بیرحمی دیدگاه دیگران را نادیده نمیگیرد. گاهی هنوز مهارت دیدن زاویه نگاه دیگران را کامل یاد نگرفته است. بهتر است به جای برچسب زدن، به او کمک کنید این مهارت را تمرین کند.
جملههایی مثل «تو فقط خودتو میبینی»، «چقدر خودخواهی» یا «اصلاً احساس نداری» معمولاً مقاومت ایجاد میکند و به رشد همدلی کمک نمیکند.
نوجوان با نصیحت طولانی کمتر یاد میگیرد. بهتر است با پرسش، مثال، نقشآفرینی و مرور موقعیتهای واقعی، او را به فکر کردن درباره دیدگاه دیگران دعوت کنید.
برای اینکه نوجوان احساس دیگران را ببیند، اول باید احساس خودش هم دیده شود. اگر فقط بگویید «مهم نیست تو چی حس کردی»، احتمالاً دفاعیتر میشود.
نوجوان ممکن است واقعاً دیدگاه متفاوتی داشته باشد. هدف این نیست که همیشه نظر شما را بپذیرد؛ هدف این است که یاد بگیرد همزمان با داشتن نظر خود، دیدگاه دیگران را هم ببیند.
وقتی نوجوان در اوج خشم یا ناراحتی است، معمولاً نمیتواند بهخوبی از زاویه دیگران نگاه کند. بهتر است گفتوگوی اصلی را به زمان آرامتر موکول کنید.
جمعبندی
نوجوان در مسیر رشد، باید یاد بگیرد جهان فقط از زاویه نگاه او دیده نمیشود. خودمحوری نوجوان اگر با گفتوگوی آرام، پرسشهای درست و تجربههای اجتماعی سالم همراه شود، کمکم جای خود را به همدلی، انصاف و توانایی دیدن نگاه دیگران میدهد.
