آنچه در این مقاله می‌خوانید [پنهان‌سازی]

مریم دوست دارد تعطیلات عید را به خانه مادرش برود و چند روزی را کنار خانواده‌اش بگذراند. علی ترجیح می‌دهد تعطیلات را در خانه بماند، استراحت کند و از فرصت پیش‌آمده برای رسیدگی به کارهای عقب‌افتاده استفاده کند.

مریم می‌گوید: «تمام سال منتظر عیدم که بتونم خانواده‌ام رو ببینم. چرا همیشه باید از خواسته من بگذریم؟»

علی جواب می‌دهد: «من هم خسته‌ام! مگه فقط تو حق داری استراحت کنی؟ چرا همیشه باید برنامه رو مطابق میل تو تنظیم کنیم؟»

مریم ناراحت می‌شود و می‌گوید: «پس اصلاً برات مهم نیست من چی می‌خوام!»

علی هم با عصبانیت پاسخ می‌دهد: «تو هم هیچ‌وقت شرایط من رو درک نمی‌کنی!»

کم‌کم بحث از موضوع اصلی فاصله می‌گیرد. پای اختلاف‌های قدیمی به میان می‌آید، هر کدام اشتباهات گذشته دیگری را یادآوری می‌کند و در نهایت، نه مریم به خواسته‌اش می‌رسد و نه علی احساس می‌کند حرفش شنیده شده است.

اما آیا واقعاً باید یکی از آن‌ها برنده و دیگری بازنده باشد؟

آیا نمی‌توانند به راه‌حلی برسند که هم مریم فرصت دیدار خانواده‌اش را داشته باشد و هم علی بتواند استراحت کند؟

اینجاست که مهارت مذاکره و حل تعارض اهمیت پیدا می‌کند.

شناخت تعارض

تعارض چیست و چرا در زندگی مشترک اتفاق می‌افتد؟

تعارض زمانی به وجود می‌آید که دو نفر درباره یک موضوع، خواسته‌ها، نیازها، اولویت‌ها یا دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند و رسیدن به خواسته یکی، به‌نوعی با خواسته دیگری در تضاد قرار بگیرد.

در زندگی مشترک، تعارض موضوعی طبیعی است. زن و شوهر با وجود علاقه و صمیمیت، دو انسان متفاوت هستند؛ با تجربه‌های زندگی، تربیت خانوادگی، ارزش‌ها، علایق و اولویت‌های متفاوت.

ممکن است یکی صرفه‌جویی را مهم بداند و دیگری لذت‌بردن از امکانات زندگی را. یکی به رفت‌وآمدهای خانوادگی علاقه داشته باشد و دیگری آرامش و خلوت خانه را ترجیح دهد. یکی برای آینده برنامه‌ریزی کند و دیگری بیشتر به نیازهای امروز توجه داشته باشد.

بنابراین، وجود اختلاف لزوماً نشانه ضعف رابطه یا کمبود علاقه نیست؛ مهم این است که با اختلاف‌ها چگونه برخورد می‌کنیم.

ریشه‌های اختلاف

چرا زن و شوهر با یکدیگر تعارض پیدا می‌کنند؟

برخی از مهم‌ترین دلایل اختلاف میان زوجین عبارت‌اند از:

۱

تفاوت در تجربه‌های زندگی: هر فرد بر اساس خانواده‌ای که در آن بزرگ شده و اتفاقاتی که تجربه کرده، برداشت متفاوتی از مسائل دارد.

۲

تفاوت در ارزش‌ها و اولویت‌ها: ممکن است برای یکی از زوجین، پس‌انداز اولویت باشد و برای دیگری تفریح و سفر.

۳

تفاوت در تعریف مفاهیم: مثلاً یکی احترام را در مشورت‌کردن می‌بیند و دیگری در آزادی عمل و محدودنشدن.

۴

تفاوت در نیازها: ممکن است یکی به معاشرت بیشتر نیاز داشته باشد و دیگری به خلوت و آرامش.

۵

تفاوت در شیوه حل مسائل: یکی دوست دارد همان لحظه درباره اختلاف صحبت کند و دیگری ترجیح می‌دهد ابتدا آرام شود و بعد گفت‌وگو کند.

شناخت این تفاوت‌ها کمک می‌کند به‌جای اینکه هر اختلافی را به بدخواهی، بی‌توجهی یا خودخواهی همسر نسبت دهیم، دلیل تفاوت دیدگاه‌ها را بهتر بشناسیم.

شناخت موانع

چه چیزی یک اختلاف ساده را به یک دعوای جدی تبدیل می‌کند؟

گاهی موضوع اختلاف بسیار کوچک است، اما نحوه برخورد زن و شوهر با آن باعث می‌شود مسئله به یک تعارض جدی تبدیل شود.

چند عامل مهم در تبدیل اختلاف به مجادله عبارت‌اند از:

۱. ذهنیت برنده و بازنده: هر فرد تصور می‌کند برای موفق‌شدن باید نظر خودش را به کرسی بنشاند و طرف مقابل را شکست دهد.

۲. پیش‌داوری و سوءبرداشت: به‌جای شنیدن منظور همسر، از قبل برای حرف‌ها و رفتارهای او معنایی منفی در نظر می‌گیریم.

۳. غلبه احساسات منفی: خشم، رنجش، ترس و احساس بی‌عدالتی اجازه نمی‌دهند مسئله را منطقی بررسی کنیم.

۴. کاهش ارتباط مؤثر: هر دو بیشتر صحبت می‌کنند، اما کمتر به حرف یکدیگر گوش می‌دهند.

۵. پافشاری بر مواضع: به‌جای بررسی نیازهای پشت هر خواسته، فقط بر همان خواسته اولیه اصرار می‌کنیم.

۶. بزرگ‌نمایی اختلاف: یک اتفاق کوچک به تمام مشکلات گذشته و آینده زندگی مشترک ارتباط داده می‌شود.

برای مثال، اختلاف بر سر رفتن به مهمانی به این جملات می‌رسد: «تو هیچ‌وقت من رو درک نمی‌کنی!» یا «تو همیشه فقط به فکر خودتی!»

در این شرایط، دیگر مسئله فقط رفتن یا نرفتن به مهمانی نیست؛ بلکه هر دو احساس می‌کنند به شخصیت و جایگاهشان حمله شده است.

مهارت گفت‌وگو

مذاکره با مجادله چه تفاوتی دارد؟

بسیاری از زوجین تصور می‌کنند وقتی درباره یک اختلاف با هم صحبت می‌کنند، در حال مذاکره هستند؛ درحالی‌که گاهی گفت‌وگوی آن‌ها چیزی جز مجادله نیست.

مذاکره یعنی دو نفر با وجود داشتن خواسته‌های متفاوت، تلاش کنند با گفت‌وگو، شنیدن دیدگاه یکدیگر و بررسی راه‌حل‌ها به نتیجه‌ای منصفانه برسند.

مذاکره مجادله
هدف، حل مسئله است. هدف، شکست‌دادن طرف مقابل است.
هر دو به دیدگاه یکدیگر توجه می‌کنند. هر کس فقط از نظر خودش دفاع می‌کند.
تنش را کاهش می‌دهد. تنش را افزایش می‌دهد.
بر انتقال اطلاعات و شناخت نیازها تکیه دارد. با سرزنش و اتهام همراه می‌شود.
همدلی و احترام وجود دارد. توهین و تحقیر ممکن است وارد گفت‌وگو شود.
به دنبال راه‌حل مشترک است. به دنبال اثبات برتری یک طرف است.
قابل مدیریت و هدفمند است. ممکن است از کنترل خارج شود.

در مجادله، همسر مقابل شماست؛ اما در مذاکره، هر دو در یک سمت قرار دارید و مسئله در سمت دیگر است.

شناخت سبک‌های رفتاری

طبقه‌بندی رفتاری افراد در مواجهه با تعارض

وقتی میان زن و شوهر اختلافی به وجود می‌آید، هر کدام ممکن است به شیوه متفاوتی با آن برخورد کنند.

این رفتارها را می‌توان بر اساس دو معیار بررسی کرد:

  • میزان توجه به خواسته‌های خود: چقدر برای رسیدن به خواسته‌ها و منافع شخصی تلاش می‌کنیم؟
  • میزان توجه به خواسته‌های همسر: چقدر نیازها و منافع طرف مقابل را در نظر می‌گیریم؟

بر اساس این دو معیار، پنج شیوه اصلی برای مواجهه با تعارض وجود دارد:

۱. رقابت یا رفتار تهاجمی؛ فقط خواسته من!

توجه زیاد به خواسته خود، توجه کم به خواسته همسر

در این شیوه، فرد تلاش می‌کند نظر و خواسته خودش را به کرسی بنشاند؛ حتی اگر این کار به نادیده‌گرفتن خواسته‌های همسر منجر شود.

شوهر می‌گوید: «من تصمیم گرفتم این تعطیلات به سفر بریم و دیگه هم درباره‌اش بحث نمی‌کنم!»

یا زن می‌گوید: «باید همین کاری رو که من می‌گم انجام بدیم؛ حرف دیگه‌ای هم قبول ندارم!»

۲. اجتناب؛ فعلاً از بحث فاصله می‌گیرم!

توجه کم به خواسته خود و همسر

در این شیوه، فرد از ورود به تعارض یا ادامه گفت‌وگو خودداری می‌کند. ممکن است امیدوار باشد مسئله با گذشت زمان برطرف شود یا از تنش و ناراحتی احتمالی فرار کند.

خانم درباره یک مسئله مهم صحبت می‌کند، اما شوهر می‌گوید: «حوصله این بحث‌ها رو ندارم!» و موضوع را رها می‌کند.

یا خانم برای جلوگیری از بحث، درباره ناراحتی خود سکوت می‌کند، درحالی‌که مسئله همچنان حل‌نشده باقی می‌ماند.

۳. تسلیم یا سازش یک‌طرفه؛ این بار از خواسته خودم می‌گذرم!

توجه کم به خواسته خود، توجه زیاد به خواسته همسر

در این شیوه، فرد برای حفظ رابطه یا تأمین خواسته همسر، از خواسته خودش صرف‌نظر می‌کند.

زن دوست دارد آخر هفته به دیدن دوستانش برود، اما متوجه می‌شود شوهرش به استراحت نیاز دارد؛ بنابراین تصمیم می‌گیرد این بار برنامه دیگری انتخاب کنند.

یا شوهر با وجود علاقه به خرید یک وسیله، به دلیل اولویت مالی مهم‌تری که همسرش مطرح کرده، از خرید آن صرف‌نظر می‌کند.

۴. مصالحه؛ هر دو کمی کوتاه می‌آییم!

توجه متوسط به خواسته خود و همسر

در این شیوه، هر دو نفر بخشی از خواسته‌های خود را کنار می‌گذارند تا به توافقی قابل قبول برسند. هیچ‌کدام به تمام خواسته‌هایشان نمی‌رسند، اما هر دو در رسیدن به نتیجه سهم دارند.

زن دوست دارد تعطیلات پنج روز به سفر بروند، اما شوهر ترجیح می‌دهد فقط دو روز سفر کنند. در نهایت توافق می‌کنند سه روز به سفر بروند.

۵. همکاری و حل مسئله؛ بیایید راهی پیدا کنیم که هر دو راضی باشیم!

توجه زیاد به خواسته خود و همسر

در این شیوه، هر دو نفر تلاش می‌کنند به‌جای پافشاری بر مواضع اولیه، نیازهای واقعی یکدیگر را بشناسند و راه‌حلی پیدا کنند که تا حد امکان خواسته‌های هر دو را تأمین کند.

زن دوست دارد تعطیلات را کنار خانواده‌اش بگذراند و شوهر به استراحت نیاز دارد. به‌جای اینکه یکی از آن‌ها از خواسته‌اش صرف‌نظر کند، درباره برنامه‌ای گفت‌وگو می‌کنند که هم فرصت دیدار خانواده فراهم شود و هم زمان کافی برای استراحت داشته باشند.

نکته: هیچ‌کدام از این پنج شیوه در همه موقعیت‌ها بهترین انتخاب نیستند. انتخاب روش مناسب به اهمیت موضوع، شرایط زمانی، شدت اختلاف و نیازهای هر دو نفر بستگی دارد.

بااین‌حال، در زندگی مشترک بهتر است زوجین تا حد امکان به سمت همکاری و حل مسئله حرکت کنند؛ زیرا این شیوه به شناخت عمیق‌تر نیازهای یکدیگر و ایجاد توافق‌های پایدار کمک می‌کند.

البته گاهی اجتناب موقت، گذشت آگاهانه یا مصالحه نیز انتخاب مناسبی است.

از اختلاف تا توافق

پنج گام برای مذاکره موفق و حل تعارض

مذاکره موفق یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری با تمرین بهتر می‌شود. برای اینکه اختلاف‌های زندگی مشترک را سازنده‌تر مدیریت کنید، این پنج مرحله را دنبال کنید.

گام اول: برای مذاکره آماده شوید

قبل از اینکه سراغ همسرتان بروید و درباره موضوع اختلاف صحبت کنید، کمی به مسئله فکر کنید.

در اوج عصبانیت و ناراحتی، معمولاً نمی‌توانیم خواسته‌های واقعی خود را به‌درستی بیان کنیم.

برای آمادگی بهتر، این پنج کار را انجام دهید:

۱. خواسته خود را مشخص کنید.

دقیقاً چه چیزی می‌خواهید؟ از چه موضوعی ناراحت هستید؟ دوست دارید در پایان گفت‌وگو به چه نتیجه‌ای برسید؟

۲. مسئله را بدون قضاوت توصیف کنید.

به‌جای اینکه بگویید «همسرم خودخواه است و هیچ‌وقت به خواسته‌های من توجه نمی‌کند»، واقعیت را بیان کنید: «من دوست دارم تعطیلات را چند روزی کنار خانواده‌ام باشم، اما همسرم ترجیح می‌دهد در خانه بمانیم.»

۳. احساسات خود را بشناسید.

از خودتان بپرسید در این موقعیت چه احساسی دارم؟

ممکن است احساس ناراحتی، خشم، نگرانی، ناامیدی یا حتی ترس از نادیده‌گرفته‌شدن داشته باشید.

شناخت احساسات کمک می‌کند آن‌ها را از واقعیت‌های مسئله جدا کنید.

۴. نیازهای هر دو نفر را شناسایی کنید.

بهتر است نیازهای خود، نیازهای همسرتان و نیازهای مشترکتان را در سه ستون بنویسید.

مثلاً در اختلاف مربوط به تعطیلات:

نیازهای مریم نیازهای علی نیازهای مشترک
دیدار مادر و خانواده استراحت و آرامش داشتن تعطیلات خوب
دیدار خواهر و برادر ماندن در خانه صمیمیت و آرامش
احساس همراهی همسر احترام به برنامه شخصی احترام به خواسته‌های یکدیگر
خوش‌گذراندن تعطیلات کاهش خستگی حفظ رابطه خانوادگی

نکته مهم این است که نیازهای پشت خواسته‌ها را پیدا کنید.

شاید مریم فقط می‌خواهد مادرش را ببیند و احساس نکند از خانواده‌اش دور افتاده است. علی نیز شاید به استراحت و بازیابی انرژی نیاز دارد، نه اینکه لزوماً مخالف دیدار خانواده همسرش باشد.

۵. راه‌حل‌های احتمالی را از قبل بررسی کنید.

از خودتان بپرسید:

• راه‌حل ایده‌آل من چیست؟

• چه راه‌حل‌هایی برایم قابل قبول است؟

• چه چیزی برایم قابل قبول نیست؟

• برای رسیدن به توافق، در چه مواردی می‌توانم انعطاف نشان دهم؟

وقتی پیش از مذاکره به این موارد فکر کرده باشید، با آمادگی بیشتری وارد گفت‌وگو می‌شوید.

گام دوم: مذاکره را درست شروع کنید

شروع گفت‌وگو می‌تواند مسیر مذاکره را به سمت همکاری یا مجادله تغییر دهد.

اگر صحبت را با سرزنش و اتهام شروع کنید، احتمالاً همسرتان در موضع دفاعی قرار می‌گیرد.

برای شروع مذاکره، چند نکته را رعایت کنید:

۱. زمان مناسبی انتخاب کنید.

زمانی را برای گفت‌وگو انتخاب کنید که هر دو فرصت و آمادگی کافی داشته باشید. درست زمانی که همسرتان خسته، عصبانی یا مشغول کاری مهم است، بحث جدی را شروع نکنید.

۲. درباره قواعد گفت‌وگو توافق کنید.

از ابتدا قرار بگذارید که:

• به یکدیگر توهین نکنید.

• صحبت یکدیگر را قطع نکنید.

• موضوعات قدیمی و نامرتبط را وارد بحث نکنید.

• هر دو فرصت صحبت‌کردن داشته باشید.

• اگر عصبانیت زیاد شد، گفت‌وگو را موقتاً متوقف کنید و برای ادامه آن زمان مشخصی تعیین کنید.

۳. از پیام من استفاده کنید.

به‌جای اینکه درباره شخصیت همسر قضاوت کنید، احساس و خواسته خود را از زبان خودتان بیان کنید.

مثلاً:

• به‌جای «تو اصلاً به خانواده من اهمیت نمی‌دی»، بگویید: «من دوست دارم در تعطیلات فرصتی برای دیدن خانواده‌ام داشته باشم.»

• به‌جای «تو همیشه فقط به فکر خودتی»، بگویید: «وقتی بدون مشورت تصمیم می‌گیریم، احساس می‌کنم نظر من در برنامه‌ریزی زندگی دیده نمی‌شه.»

۴. به نوبت گوینده و شنونده باشید.

وقتی یکی صحبت می‌کند، دیگری باید گوش دهد، سؤال بپرسد و تلاش کند منظور او را درست بفهمد.

شنونده خوب کسی نیست که فقط منتظر تمام‌شدن حرف‌های طرف مقابل باشد تا پاسخ خودش را بدهد؛ بلکه کسی است که واقعاً برای فهمیدن حرف او تلاش می‌کند.

برای اطمینان از درک درست، می‌توانید بگویید: «یعنی منظورت اینه که بیشتر از خود مهمونی، دلت می‌خواد در تعطیلات کنار خانواده‌ات باشی؟»

این کار جلوی بسیاری از سوءتفاهم‌ها را می‌گیرد.

۵. قبل از ارائه راه‌حل، نیازهای هر دو نفر را بشناسید.

تا زمانی که هر دو نفر فرصت بیان خواسته‌ها و نیازهای خود را پیدا نکرده‌اند، برای رسیدن به توافق عجله نکنید.

برای بیان مسئله می‌توانید از این الگو استفاده کنید:

• فکر می‌کنم: واقعیت مسئله چیست؟

• احساس می‌کنم: چه احساسی دارم؟

• می‌خواهم: خواسته من چیست؟

• نیاز دارم: چه نیاز عمیق‌تری پشت خواسته من وجود دارد؟

• شاید بتوانیم: چه راه‌حلی را با هم امتحان کنیم؟

گام سوم: پیشنهاد بدهید و پیشنهاد متقابل را بررسی کنید

حالا که هر دو نفر دیدگاه و نیازهای یکدیگر را شنیده‌اند، زمان پیدا کردن راه‌حل است.

در این مرحله، به‌جای پافشاری بر یک پیشنهاد، چند گزینه مختلف مطرح کنید.

برای رسیدن به توافق می‌توانید از روش‌های زیر استفاده کنید:

۱. تقسیم مسئولیت‌ها

هر کدام بخشی از کار یا مسئولیت را بر عهده بگیرید.

مثلاً در تقسیم کارهای خانه، هر دو نفر مسئولیت‌هایی را انتخاب کنند که با شرایط و توانایی‌هایشان متناسب است.

۲. انجام نوبتی

اگر هر دو خواسته متفاوتی دارید، می‌توانید نوبت را رعایت کنید.

مثلاً این هفته برای تفریح مورد علاقه همسر برنامه‌ریزی کنید و هفته بعد برای انتخاب شما.

۳. انجام کار به‌صورت مشترک

به‌جای اینکه یکی از شما تمام مسئولیت را بر عهده بگیرد، برای انجام آن همکاری کنید.

مثلاً برای مرتب‌کردن خانه، هر دو زمانی را مشخص کنید و با هم کار را انجام دهید.

۴. اجرای آزمایشی یک راه‌حل

گاهی لازم نیست از همان ابتدا درباره یک تصمیم بلندمدت به توافق برسید.

می‌توانید راه‌حلی را برای مدت مشخص امتحان کنید و بعد نتیجه آن را بررسی کنید.

مثلاً توافق کنید استفاده فرزندتان از تلویزیون را برای یک ماه با برنامه مشخصی مدیریت کنید و سپس درباره نتیجه آن گفت‌وگو کنید.

۵. استفاده از روش هرکس به شیوه خودش

در برخی موضوعات، لازم نیست هر دو دقیقاً یک روش داشته باشید.

مثلاً اگر یکی از زوجین در انجام کاری روش خاصی دارد و روش او نیز قابل قبول است، می‌توان به او فرصت داد کار را به شیوه خودش انجام دهد.

۶. معامله و توافق متقابل

گاهی می‌توانید در برابر پذیرفتن یک خواسته، درباره موضوع دیگری به توافق برسید.

مثلاً یکی از زوجین مسئول خریدهای خانه را بر عهده بگیرد و دیگری مسئول پیگیری بخشی از کارهای بیرون از خانه شود.

۷. ترکیب بخشی از خواسته‌های هر دو نفر

قرار نیست همیشه یکی از دو پیشنهاد به‌طور کامل اجرا شود. می‌توانید بخش‌هایی از هر دو پیشنهاد را ترکیب کنید.

مثلاً بخشی از بودجه را برای سفر مورد علاقه یک نفر و بخشی را برای خرید مورد علاقه دیگری در نظر بگیرید.

۸. انتخاب راه‌حل میانه

اگر دو پیشنهاد از نظر هزینه یا زمان متفاوت هستند، می‌توانید گزینه‌ای بین آن دو پیدا کنید.

نکته مهم این است که راه‌حل میانه همیشه بهترین راه‌حل نیست؛ گاهی راه‌حل خلاقانه‌ای وجود دارد که نیازهای هر دو نفر را بهتر تأمین می‌کند.

برگردیم به داستان مریم و علی

حالا که هر دو نیازهای یکدیگر را فهمیده‌اند، می‌توانند پیشنهادهای مختلفی مطرح کنند:

• مریم پیشنهاد می‌دهد به‌جای تمام تعطیلات، سه روز را نزد خانواده‌اش بگذرانند.

• علی پیشنهاد می‌دهد در روزهای اول تعطیلات استراحت کنند و بعد به دیدار خانواده مریم بروند.

• مریم پیشنهاد می‌دهد بخشی از مسیر را خودش برنامه‌ریزی کند تا خستگی علی کمتر شود.

• علی نیز پیشنهاد می‌دهد برای روزهای دیگر برنامه‌ای دونفره داشته باشند.

در نهایت ممکن است توافق کنند دو روز اول را در خانه بمانند، سه روز بعد به دیدار خانواده مریم بروند و باقی تعطیلات را به استراحت و تفریح دونفره اختصاص دهند.

در این توافق، هیچ‌کدام دقیقاً به تمام خواسته اولیه خود نرسیده‌اند، اما هر دو بخشی از نیازهایشان را تأمین کرده‌اند.

گام چهارم: اگر به توافق نرسیدید، مذاکره را متوقف نکنید!

گاهی با وجود گفت‌وگوی مناسب، باز هم دو نفر به توافق نمی‌رسند. این اتفاق به معنای شکست مذاکره نیست.

مخالفت با پیشنهاد شما، به معنای مخالفت با خود شما نیست.

اگر به توافق نرسیدید:

۱. به‌جای تکرار پیشنهاد قبلی، راه‌حل‌های جدیدی مطرح کنید.

۲. دوباره به نیازهای پشت خواسته‌ها برگردید. شاید هنوز نیاز واقعی همسرتان را درست نشناخته‌اید.

۳. از یکدیگر بپرسید: «چه راه دیگری می‌تونه برای هر دوی ما قابل قبول باشه؟»

۴. از روش بارش فکری استفاده کنید؛ یعنی بدون قضاوت اولیه، چندین راه‌حل مختلف مطرح کنید و بعد آن‌ها را بررسی کنید.

۵. اگر احساس می‌کنید گفت‌وگو از کنترل خارج شده است، وقفه ایجاد کنید.

تکنیک وقفه؛ وقتی عصبانیت اجازه مذاکره نمی‌دهد

خونسردی، قلب حل اختلاف است.

گاهی در جریان بحث، بدن زودتر از ذهن ما واکنش نشان می‌دهد؛ ضربان قلب بالا می‌رود، تنفس سریع‌تر می‌شود، صدا بلندتر می‌شود و تمرکز بر حل مسئله کاهش پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی ادامه مذاکره معمولاً نتیجه خوبی ندارد.

چه کار کنیم؟

• اگر احساس می‌کنید کنترل هیجاناتتان دشوار شده، گفت‌وگو را موقتاً متوقف کنید.

• به همسرتان بگویید: «الان هر دو ناراحتیم. بهتره کمی آروم بشیم و بعد ادامه بدیم.»

• برای ادامه گفت‌وگو زمان مشخصی تعیین کنید؛ مثلاً یک ساعت بعد.

• در این فاصله از فعالیتی آرامش‌بخش استفاده کنید.

• پس از آرام‌شدن، دوباره به موضوع اصلی برگردید.

وقفه به معنای فرار از مسئله یا قهرکردن نیست؛ فرصتی است برای اینکه با ذهنی آرام‌تر به حل مسئله برگردید.

گام پنجم: به توافقی روشن و قابل اجرا برسید

وقتی به راه‌حل مشترکی رسیدید، مذاکره را بدون مشخص‌کردن جزئیات تمام نکنید.

گاهی زن و شوهر تصور می‌کنند به توافق رسیده‌اند، اما هر کدام برداشت متفاوتی از آن دارند.

برای جلوگیری از این مشکل، چند سؤال را با هم بررسی کنید:

• دقیقاً بر سر چه چیزی توافق کردیم؟

• هر کدام چه مسئولیتی داریم؟

• چه زمانی باید آن را انجام دهیم؟

• اگر شرایط تغییر کرد، چه کار می‌کنیم؟

• چه زمانی نتیجه توافق را بررسی می‌کنیم؟

مثلاً اگر توافق کرده‌اید مسئولیت کارهای خانه تقسیم شود، مشخص کنید هر فرد چه کاری را در چه زمانی انجام می‌دهد.

توافق خوب، توافقی است که هر دو نفر آن را فهمیده، پذیرفته و امکان اجرای آن را داشته باشند.

تمرین دونفره

یک تمرین کاربردی برای زوجین؛ این بار اختلاف را متفاوت حل کنید!

برای اینکه مهارت مذاکره فقط در حد دانستن چند نکته باقی نماند، یک اختلاف واقعی و نسبتاً ساده از زندگی خود انتخاب کنید.

مثلاً:

• یکی از شما دوست دارد بیشتر به مهمانی بروید و دیگری ترجیح می‌دهد در خانه بمانید.

• یکی به خرید وسیله جدید علاقه دارد و دیگری می‌خواهد پول را پس‌انداز کند.

• یکی دوست دارد آخر هفته به تفریح بروید و دیگری ترجیح می‌دهد استراحت کند.

• درباره تقسیم کارهای خانه یا نحوه گذراندن تعطیلات اختلاف دارید.

حالا این مراحل را انجام دهید:

مرحله اول: شناخت مسئله

هر کدام جداگانه بنویسید:

• دقیقاً چه چیزی می‌خواهم؟

• چرا این خواسته برایم مهم است؟

• چه احساسی دارم؟

• چه چیزی برایم قابل قبول نیست؟

مرحله دوم: شناخت نیازهای همسر

بدون قضاوت، تلاش کنید خواسته و نیاز همسرتان را بنویسید.

مرحله سوم: پیدا کردن نقاط مشترک

سه مورد را مشخص کنید که هر دو درباره آن‌ها توافق دارید.

مرحله چهارم: پیشنهاد راه‌حل

حداقل سه راه‌حل متفاوت مطرح کنید. در این مرحله از ردکردن فوری پیشنهادهای یکدیگر خودداری کنید.

مرحله پنجم: انتخاب و توافق

راه‌حلی را انتخاب کنید که برای هر دو نفر قابل قبول و قابل اجرا باشد.

در پایان، از خودتان بپرسید:

  • آیا واقعاً به حرف همسرم گوش دادم؟
  • آیا توانستم نیاز او را درک کنم؟
  • آیا به‌جای اصرار بر خواسته خود، راه‌حل دیگری پیشنهاد دادم؟
  • آیا نتیجه مذاکره برای هر دو نفر منصفانه بود؟

تأثیر بر فرزندان

یک نکته مهم

فرزندان فقط از توصیه‌های پدر و مادر درباره ارتباط سالم یاد نمی‌گیرند؛ آن‌ها شیوه برخورد والدین با اختلاف‌ها را نیز مشاهده می‌کنند و از آن الگو می‌گیرند.

وقتی فرزند می‌بیند پدر و مادر با وجود اختلاف‌نظر، به یکدیگر گوش می‌دهند، از توهین و تحقیر دوری می‌کنند، اشتباه خود را می‌پذیرند و برای رسیدن به توافق تلاش می‌کنند، در عمل مهارت حل تعارض را یاد می‌گیرد.

در مقابل، اگر اختلاف‌ها با تهدید، سرزنش، تحقیر و دعوا همراه باشند، ممکن است همین الگوها در روابط آینده فرزند نیز تکرار شوند.

هرگز در حضور فرزندان به مجادله و تخریب یکدیگر نپردازید و آن‌ها را برای طرفداری از خود وارد اختلاف نکنید. اگر اختلافی جدی پیش آمد، آن را در فضایی خصوصی و با رعایت احترام پیگیری کنید.

اگر تعارض‌ها شدید، مکرر یا حل‌نشدنی هستند، کمک‌گرفتن از مشاور خانواده می‌تواند مسیر حل مسئله را هموارتر کند. در روابطی که تهدید، ارعاب یا خشونت وجود دارد، اولویت با تأمین امنیت است، نه مذاکره به هر قیمت.

سخن پایانی

جمع‌بندی؛ همسر شما رقیب شما نیست!

زندگی مشترک بدون اختلاف‌نظر ممکن نیست؛ اما می‌توان یاد گرفت که اختلاف‌ها به جای تبدیل‌شدن به جنگ قدرت، فرصتی برای شناخت بهتر یکدیگر باشند.

برای مذاکره موفق لازم نیست همیشه از خواسته خود کوتاه بیایید یا همسرتان را مجبور کنید نظر شما را بپذیرد. کافی است هر دو یاد بگیرید خواسته‌هایتان را روشن بیان کنید، به نیازهای یکدیگر احترام بگذارید، انعطاف داشته باشید و برای پیدا کردن راه‌حل مشترک تلاش کنید.

در زندگی مشترک، قرار نیست یکی برنده شود و دیگری شکست بخورد؛ قرار است هر دو برای بهترشدن زندگی‌شان برنده شوند.

مذاکره یعنی به‌جای اینکه بپرسیم «چطور حرف خودم را به کرسی بنشانم؟»، بپرسیم:

«چطور می‌توانیم با هم به راه‌حلی برسیم که برای هر دوی ما خوب باشد؟»