آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]

مدیریت و پیشگیری از حسادتهای کودکانه
وقتی کودک احساس میکند جایگاهش در خطر است
نوزاد جدید به خانه آمده است. همه دور او جمع شدهاند و از او تعریف میکنند. ناگهان فرزند بزرگتر شما که تا دیروز فرشتهای دوستداشتنی بود، به یک غول حسود تبدیل میشود. اسباببازیهای نوزاد را پاره میکند، دم میزند، به او میگوید «ببریدش»، یا حتی گاهی به او ضربه میزند. شبها دوباره خیس میکند، انگار که دوباره کوچک شده است.
حتی اگر خواهر یا برادری بزرگتر از او باشد (مثلاً ۵ ساله و خواهرش ۷ ساله)، باز هم ممکن است حسادت خود را نشان دهد: با او رقابت میکند، مدام میگوید «چرا به او بیشتر توجه میکنی؟»، یا هر بار که خواهرش چیزی میگیرد، او هم همان را میخواهد.
حسادت از حدود ۳ سالگی، زمانی که کودک درک میکند که «توجهِ والدین» یک منبعِ محدود است، معمولا آغاز میشود.
علتها و دلائل احتمالی
مهمترین علتهایی که میتوانند زمینهساز حسادت کودک شوند:
کودک احساس میکند «عشقِ والدین» منبعی تمامشدنی است. فکر میکند عشق یک «منبع محدود» است و اگر به خواهر یا برادرش بدهید، سهم او کم میشود.
وقتی خواهر یا برادرِ کوچکتر میآید، تمامِ روتینِ کودک تغییر میکند و او این تغییر را به «حضورِ آن موجودِ جدید» نسبت میدهد.
گاهی والدین بدونِ اینکه بخواهند، فرزندان را با هم مقایسه میکنند؛ مثلاً «ببین خواهرت چقدر مرتبه!» این مقایسهها میتوانند آتشِ حسادت را شعلهور کنند.
او میخواهد مطمئن شود که هنوز «بهترین» و «عزیزترین» فرد برای شماست.
کودک ممکن است یاد گرفته باشد که بهترین راه برای جلب توجه شما، بدرفتاری با خواهر یا برادرش است. حتی توجه منفی، مثل داد زدن، برایش بهتر از بیتوجهی است.
اگر کودک ببیند والدین به خواهر یا برادرش توجه، هدیه یا امتیاز بیشتری میدهند، ممکن است حسادت و خشم او شعلهور شود.
جعبهابزارِ مدیریتِ حسادت
برای اینکه حسادت به رقابت و درگیری دائمی تبدیل نشود، این راهکارها را امتحان کنید:
وقتی میگوید «ازش بدم میاد»، نگویید «این حرفِ زشتیه!». بگویید: «انگار الان احساس میکنی وقتِ کمتری برات میذارم و این ناراحتت میکنه. حق داری، منم گاهی دوست دارم فقط وقتم رو با تو بگذرونم.»
هر روز ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمانِ «طلایی» برای هر فرزند جداگانه بگذارید. در این زمان، هیچکس جز شما و او حقِ دخالت ندارد. این کار به او اطمینان میدهد که جایگاهش محفوظ است.
مقایسه سم مهلک رابطه است. هرگز یکی را به خاطر دیگری تحسین یا سرزنش نکنید. هرکدام ویژگیهایِ خاصِ خودشان را دارند. به جایِ مقایسه، بر نقاطِ قوتِ منحصربهفردِ هرکدام تأکید کنید. به جای «ببین خواهرت چقدر مرتبه»، بگویید «بیا با هم اتاقت رو مرتب کنیم، مثل همیشه بشه».
به او نقشهایِ کوچکی بدهید: «میتونی پوشکِ برادرت رو برام بیاری؟» این کار به او حسِ «بزرگ بودن» و «مفید بودن» میدهد، نه حسِ «طرد شدن».
به او حق بدهید که نخواهد اسباببازیهایِ موردِ علاقهاش را با برادر یا خواهرش شریک شود. به او بگویید: «این عروسکِ توئه و لازم نیست به کسی بدیش، اما بیایم با هم یه بازیِ دیگه انجام بدیم.» وقتی او احساس کند مالکیتش محترم شمرده میشود، انعطافپذیریاش بیشتر میشود.
اگر کودکِ ۴ سالهتان ناگهان خواست با شیشه شیر بخورد یا مثلِ نوزاد حرف بزند، تنبیهش نکنید. این یک «پسرویِ موقت» برای دریافتِ توجه است. اجازه دهید مدتی این کار را بکند؛ خیلی زود خودش از آن خسته میشود.
عدالت به معنای «رفتار یکسان» نیست. نیازهای فرزندان متفاوت است. مثلاً ممکن است فرزند بزرگتر به دیرتر خوابیدن نیاز داشته باشد. این تفاوت را برای فرزند کوچکتر توضیح دهید تا احساس بیعدالتی نکند.
چند ماه قبل از تولد، کتابهایِ مصور درباره «خواهر یا برادر شدن» برایش بخوانید. اجازه دهید نوزاد را لمس کند و «بزرگبرادر» یا «بزرگخواهر شدن» را به عنوان یک افتخار به او معرفی کنید.
هر وقت دیدید با هم بازی میکنند یا بدونِ دعوا کنارِ هم هستند، آنها را تشویق کنید: «چقدر دیدنِ شما دوتا که با هم بازی میکنید، به من انرژی میده!»
حسادت، فریادِ کودک برای شنیده شدن است. وقتی به او نشان دهید که قلبتان برای او جایِ مخصوصی دارد که هیچکسِ دیگری نمیتواند پرش کند، او به جایِ «رقیب»، در خواهر و برادرش یک «همبازی و همراه» پیدا میکند.
این صبوریِ شما، هدیهیِ یک عمر «پیوندِ خانوادگی» برای فرزندانتان است.
