آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]

رشد اخلاقی از سالهای ابتدایی زندگی شکل میگیرد و پایه شخصیت آینده کودک را میسازد. خبر خوب این است که والدین و مربیان نقش بسیار مهمی در این مسیر دارند. در ادامه، مهمترین راههای پرورش اخلاق در کودکان را مرور میکنیم.
۱۱ روش عملی برای پرورش اخلاق در کودکان
از عزتنفس تا الگودهی
۱. عزتنفس کودک را تقویت کنید
کودکی که خودش را ارزشمند میداند، کمتر دروغ میگوید، کمتر حق دیگران را پایمال میکند و مسئولیت اشتباهاتش را میپذیرد.
عزتنفس یعنی کودک احساس کند: «من ارزشمندم، حتی وقتی اشتباه میکنم.»
امام هادی(ع) میفرمایند: «مَن هانَت عَلَيهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ»؛ از شرّ کسی که خودش را سبک بشمارد، ایمن مباش.
این سخن عمیق نشان میدهد کسی که برای خود ارزش قائل نیست، ممکن است بهراحتی ارزشهای اخلاقی را هم زیر پا بگذارد.
در تربیت کودک هم همینطور است. ریشه بسیاری از رفتارهای اخلاقی، عزتنفس است.
چگونه عزتنفس را تقویت کنیم؟
✔ به کودک فرصت مسئولیت بدهید؛ مثلاً خرید کوچکی را به او بسپارید.
✔ مالکیتهای کوچک داشته باشد؛ مثل وسایل شخصی، پول توجیبی و وظایف ساده.
✔ به او نشان دهید نظرش مهم است: «تو چی فکر میکنی؟ دوست داری کدوم رنگ رو انتخاب کنیم؟»
✔ موفقیتهای کوچک را تحسین کنید: «آفرین که اسباببازی رو خودت جمع کردی!»
✔ اشتباهاتش را با محبت اصلاح کنید: «اشکالی نداره، دفعه بعد با هم امتحان میکنیم.»
✔ از مقایسه، سرزنش، تحقیر و تنبیه بدنی خودداری کنید.
(حائری شیرازی، راه رشد، ج اول، ص ۲۳۴)
۲. با محبت، نیازهای عاطفی کودک را تأمین کنید
محبت، سوخت رشد اخلاقی و ریشه اخلاق نیک است. کودکی که سیراب از محبت است، نیازی به جلب توجه منفی یا پرخاشگری ندارد. در پرتو محبت میتوان احساسات و عواطف کودک را به خوبی پرورش داد و از او انسانی شایسته ساخت.
کودکی که از محبت اشباع شده باشد:
- روانی سالم و بانشاط دارد.
- احساس محرومیت نمیکند تا عکسالعمل بد نشان دهد.
- همواره خوشبین، خوشقلب، خیرخواه و انساندوست خواهد بود.
- چون طعم شیرین محبت را چشیده، حاضر است این آب حیات را به دیگران نیز ببخشد.
کودکی که در محیط مهر و محبت پرورش یافته، در نوجوانی نیز بهتر میتواند با مشکلات دوران بلوغ و تغییرات جسمی و روانی روبهرو گردد.
۳. راستگویی را تشویق کنید
وقتی کودک در مورد اشتباهش صادق است، حتی اگر کار نادرستی انجام داده، صداقتش را تحسین کنید. اگر کودک راستگویی را امن بداند، شجاعت اخلاقی پیدا میکند.
مثال: اگر لیوانی شکسته و مقصر مشخص نیست، بگویید: «هرکس راستش را بگوید تشویق میشود.»
تشویق برای راستگویی است، نه برای اشتباه. این کار به کودک یاد میدهد صداقت ارزشمندتر از بینقص بودن است.
۴. امانتداری را با او تمرین کنید
امانتداری فقط یک مفهوم اخلاقی نیست؛ یک مهارت است که کودک باید آن را تجربه کند. کودک وقتی امانتداری را یاد میگیرد که فرصت داشته باشد مورد اعتماد قرار بگیرد.
👈🏻 از او بخواهید وسیلهای را سالم به کسی برساند؛ مثلاً «این کتاب رو به عمو برسون» یا «این پول رو به فروشنده بده».
👈🏻 یادش بدهید امانت را سالم پس بدهد.
👈🏻 اگر امانتی را درست برگرداند، بازخورد بدهید: «خوشحالم که مراقب امانت بودی، میشه بهت اعتماد کرد.»
کودکی که «امین بودن» را تجربه کند، آن را به بخشی از شخصیتش تبدیل میکند. وقتی کودک میبیند به او اعتماد دارید، تلاش میکند شایسته آن باشد.
۵. قصههای اخلاقی بگویید
قصه، ابزاری قدرتمند و غیرمستقیم برای تربیت اخلاقی است.
قدرت قصهها را دستکم نگیرید. قصه، ارزشها را درونی میکند. کودکان با داستانها زندگی میکنند. برای کودک از قصههای آموزنده بگویید؛ از زندگی پیامبران، بزرگان و دانشمندان گرفته تا حکایتهای ساده روزمره و خاطرات الهامبخش شهدا.
با قصه میتوان:
- مهربانی را آموخت
- انصاف را نشان داد
- و پیامد رفتارها را فهماند.
بسیاری از مفاهیم اخلاقی که با تذکر مستقیم پذیرفته نمیشوند، در قالب داستان بهراحتی درونی میشوند.
بچهها قصه را میبلعند. با قصه احساس نیاز در آنها به وجود میآید که سؤال بکنند. این شخمزدن است. بعد یک کلمه بگوید و این یک کلمه جا بگیرد و ریشه بزند. وقتی در او ریشه زد، همین یک کلمه ممکن است او را بسازد؛ همانطور که قرآن ما را با قصه گفتن بزرگ میکند.
(حائریشیرازی، مربی و تربیت، ص ۲۳۰)
نکته طلایی: بعد از قصه از کودک بپرسید: «تو جای اون شخصیت بودی چیکار میکردی؟» این سؤال، ذهن اخلاقی کودک را فعال میکند.
۶. تجربههای اجتماعی را کلاس واقعی اخلاق بدانید
وقتی کودک با همسال یا خواهر و برادر دعوا میکند، نگران نباشید! دعواهای کودکان همیشه بد نیست. اختلاف بر سر اسباببازی، نوبت یا مالکیت، فرصت یادگیری عدالت، انصاف، گذشت و بخشش است.
جملههایی مثل «نوبت من بود»، «تو بیشتر بازی کردی»، «این مال منه» در واقع تمرین فهم انصاف و حق دیگران است.
نقش شما در دعواهای کودکان:
- اول آرام بمانید و عجولانه قضاوت نکنید. لازم نیست فوراً مشخص کنید چه کسی مقصر است یا حق با چه کسی است. وظیفه بزرگسال این است که هدایت کند، نه اینکه فوراً قضاوت کند.
- به هر دو کودک فرصت دهید حرفشان را بزنند. کمک کنید بدون قطع کردن حرف یکدیگر، ماجرا را از دید خودشان توضیح دهند.
- به جای حل کردن مشکل به جای آنها، گفتوگو را هدایت کنید. مثلاً بپرسید: «علی، تو چه میگی؟ سارا، تو چی فکر میکنی؟»
- به کودکان کمک کنید احساس یکدیگر را بفهمند. بپرسید: «فکر میکنی وقتی این اتفاق افتاد، دوستت چه حسی پیدا کرد؟»
- آنها را به پیدا کردن راهحل مشترک تشویق کنید. مثلاً بپرسید: «چه راهی هست که هر دو خوشحال بشید؟»، «چه راهی پیدا کنیم که هر دوتون احساس کنید باهاتون منصفانه رفتار شده؟»
- اگر لازم بود، درباره قانون و مرز روشن توضیح دهید. مثلاً اگر کتکزدن یا آسیبزدن اتفاق افتاد، جلوی آن را بگیرید و بگویید: «اختلاف داشتن اشکالی نداره، اما آسیب زدن به همدیگه قابل قبول نیست.»
این گفتوگوها ذهن اخلاقی کودک را فعال میکند.
۷. الگوی عملی باشید
کودک بیشتر از حرفها، رفتار والدین را تقلید میکند. اگر والد:
- مهربان باشد،
- راستگو باشد،
- کمککننده باشد،
- و احترام بگذارد، کودک همان رفتار را درونی میکند.
چه الگوهایی تأثیرگذارترند؟
الگو برای تأثیرگذاری بیشتر باید چند ویژگی داشته باشد. بنابراین برای الگو شدن و تأثیرگذاری بیشتر بر کودکتان:
- با او صمیمی و پذیرا باشید؛ کودکان رفتارهای مهربانانه بزرگسالان گرم و صمیمی را بیشتر تقلید میکنند تا افراد سرد و بیتفاوت؛ چون با آنها احساس امنیت و نزدیکی دارند.
- شایسته و مقتدر باشید؛ کودکان معمولاً از افرادی که برایشان قابل احترام، توانمند یا بزرگتر هستند، بیشتر الگو میگیرند.
- گفتار و عملتان یکی باشد؛ اگر بزرگسال چیزی بگوید اما خلاف آن عمل کند، کودک بیشتر رفتار واقعی را تقلید میکند، نه حرفها را.
در سالهای پیشدبستانی، الگوها بسیار تأثیرگذارند. کودکانی که مرتب رفتار مهربانانه و دلسوزانه میبینند، بهتدریج این ارزشها را درونی میکنند و حتی بدون حضور الگو نیز به آنها پایبند میمانند.
۸. با گفتوگو و راهنمایی، ذهن اخلاقی کودک را فعال کنید
کودکان اخلاق را با فکر کردن یاد میگیرند.
والدین مؤثر:
- فقط دستور و تنبیه نمیکنند.
- با آرامش سؤال میپرسند: «امروز چه کار خوبی برای کسی انجام دادی؟»
- درباره موضوعات اخلاقی حرف میزنند.
- کودک را به فکر کردن دعوت میکنند.
- رفتار مهربانانه را تشویق میکنند.
- داستانهای اخلاقی تعریف میکنند.
۹. به کودک نشان دهید رفتارش چه اثری بر دیگران دارد
به کودک کمک کنید تأثیر رفتارش روی دیگران را درک کند. والد با متذکر شدن تأثیر بدرفتاری کودک بر دیگران به او کمک میکند تا متوجه احساسات شود.
«او به این دلیل گریه میکند که عروسک وی را پس نمیدهی.»
در صورتی که والدین توضیحاتی به کودک بدهند که با توانایی درک او متناسب باشند و در عین حال قاطعانه تأکید کنند که کودک باید گوش کند و اطاعت نماید، القا حتی در ۲ سالگی نیز مؤثر واقع میشود.
روش القا در سنین مختلف:
- ۲ تا ۴ سال: از جملات کوتاه و احساسمحور استفاده کنید: «او گریه میکند چون اسباببازیاش را پس ندادی.»
- ۵ تا ۷ سال: با توضیح علت و معلول، درک عمیقتری ایجاد کنید: «اگر دوستت نوبت بازی را رعایت نکند، تو هم ناراحت میشوی، درست است؟»
- ۸ سال به بالا: درباره اصول اخلاقی گفتوگو کنید؛ مثلاً: «انصاف یعنی چه؟ وقتی میگویی منصف باشم، دقیقاً منظورت چیست؟»
القا اطلاعاتی را درباره رفتار کردن در موقعیتهای آینده در اختیار کودکان قرار میدهد. هنگامی که کودکان برای تغییر دادن رفتارشان دلایلی داشته باشند، ترغیب میشوند معیارهای اخلاقی را بپذیرند.
۱۰. عادتهای خوب بسازید
اخلاق فقط دانستن نیست؛ تمرین کردن است. تربیت اخلاقی نیاز به تکرار و تبدیل شدن به عادت دارد.
دوران کودکی زمان شکلگیری عادتهاست؛ عادت به تشکر، عادت به نوبت گرفتن، عادت به عذرخواهی، عادت به کمک کردن و… اینها شخصیت آینده را میسازند.
برای عادتدهی مؤثر:
- یک رفتار مشخص مثل سلام کردن، تشکر کردن یا عذرخواهی را انتخاب کنید.
- رفتار را کوتاه و روشن توضیح دهید و در موقعیت مناسب به کودک یادآوری کنید.
- به او فرصت دهید خودش انجام دهد و در صورت فراموشی، بدون سرزنش دوباره یادآوری کنید.
- وقتی درست انجام داد، همان لحظه بازخورد مشخص و مثبت بدهید.
- الگو باشید؛ خودتان همان رفتار را انجام دهید.
- صبور باشید؛ تبدیل شدن یک رفتار به عادت، زمانبر است.
- در عادتسازی ثبات داشته باشید؛ یک روز طلب رفتار مثبت و یک روز به حال خودش رها کردن، نباشد.
۱۱. به فرزندانتان نان حلال بدهید
از منظر تربیت دینی، حلالبودن روزی خانواده تأثیر مستقیم بر آمادگی روحی کودک برای پذیرش ارزشهای اخلاقی دارد.
کار مهمی که انبیاء علیهمالسلام میکنند این است که لقمهشان، لقمه حلال است. انسان اگر بخواهد بچهاش را تربیت بکند، باید سعی کند که لقمه او حلال باشد. غذای او طاهر باشد، اگر لقمه حلال باشد، مطالب انحرافی در دلش جایی نمیگیرد و دلش مطالب بد را رد میکند.
(حائریشیرازی، راه رشد، ج سوم، ص ۱۵۳ و ۱۵۵)
اخلاق را نمیشود فقط آموزش داد؛ باید آن را در زندگی روزمره به کودک نشان داد.
کودکان با نصیحتهای طولانی اخلاقی نمیشوند. آنها با رابطه، تجربه، الگو گرفتن و گفتوگو یاد میگیرند چه چیزی درست است و چه چیزی نه.
منابع:
حائری شیرازی، راه رشد، ج اول، ص ۱۹۴، ج سوم، ص ۱۵۳ و ۱۵۵، ج چهارم، ص ۸۳ و ۹۵.
حائری شیرازی، مربی و تربیت، ص ۲۳۰
پایگاه نشر آثار و اندیشههای آیتالله حائری شیرازی، رشد. haerishirazi.com
ابراهیم امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ص ۹۷ و ۳۸۰.
لورا برک، روانشناسی رشد، ص ۵۴۹ – ۵۵۱
